امروز با حافظ (شنبه 88/05/31)


                حلول ماه مبارک رمضان خجسته و پربرکت باد.
دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم        وندرین کار دل خویش به دریا فکنم
از دل تنگ گنه کار بر آرم آهی               کاتش اندر گنه آدم و حوا فکنم

دعای روز اول:
خدایا روزه مرا در این روز مانند روزه داران حقیقی که مقبول توست قرار ده ، واقامه نمازم را مانند نمازگزاران واقعی مقرر فرما ، ومرا از خواب غافلان « از یاد تو » هوشیار وبیدار ساز وهم در این روز جرم و گناهم را ببخش ای خدای عالمیان ؛ واز زشتیهایم عفو فرما ای عفو کننده از گنهکاران .

گوناگون

آشنایی با سوره های قرآن کریم :
نام سوره : معارج *** شماره سوره : 70 *** محل نزول : مکه  *** تعداد آیه : 44 *** تعداد کلمه : 216 *** تعداد حروف :1061
معني : محل بالا رفتن، نردبانها، رتبه هاي بالابرنده
علت نامگذاري : آيه سوم مي باشد كه از خداوند با نام «صاحب معراج» ياد شده است (نردبان و پله را وسيله عروج به بالاست معرج يا معراج گويند منظور از معراج در اين سوره آسمانها و كرات بالا و يا مراتبي كه در مسير تكامل انسان براي رسيدن به قرب الهي وجود دارد و يا درجاتي كه انسانها و فرشتگان در پيشگاه خدا از آن برخوردار هستند).
نامهاي ديگر : سأل سائل ـ واقع
محتوي سوره :
•  عذاب سريع كسي كه بعضي از گفته هاي پيامبر (ص) را انكار كرد و گفت اگر اين سخن حق است عذابي بر من نازل شود و نازل شد.
•  ذكر خصوصيات قيامت و مقدمات آن و حالات كفار در آن روز به عنوان عاملي جهت كنترل.
•  صفات انسانهاي خوب و بد كه آنها را بهشتي يا جهنمي مي كند.
•  انذار مشركان و منكران.
ترتيب سوره : به ترتيب جمع آوري، هفتادمين سوره است و به ترتيب نزول، هفتاد و هشتمين سوره است كه به بعد از سوره «حاقه» و قبل از سوره «نبأ» نازل شده است.
داستانهاي سوره : ندارد
فضيلت سوره : پيامبر اسلام (ص) فرمود: «كسي كه سوره سأل سائل را بخواند خداوند ثواب كساني را به او مي دهد كه امانات و عهد و پيمان خود را حفظ مي كنند و كسانيكه مواظب و مراقب نمازهاي خويشند.»

(منبع : سایت رادیو قرآن )

امروز با حافظ (جمعه 88/05/30)


گر ازین منزل ویران به سوی خانه روم       دگر آنجا که روم عاقل و فرزانه روم
زین سفرگر به سلامت به وطن بازرسم     نذرکردم که هم از راه به میخانه روم

گوناگون

امام باقر عليه‏السلام روايت مي‌كند: پيامبر خدا در آخرين جمعه شعبان، خطبه خواند. خدا را حمد و ثنا گفت و سپس فرمود:
«اى مردم! ماهى بر شما سايه افكنده كه در آن، شبى است بهتر از هزار ماه، و آن، ماه رمضان است . خداوند، روزه‏اش را واجب ساخته و نماز در شبش را مستحب قرار داده است . پس هر كس يك شب در آن، نماز مستحب بخواند، گويا هفتاد شب نماز مستحب در ماه‏هاى ديگر خوانده است. و براى كسى كه در آن، كار نيك مستحبّى از كارهاى نيك انجام دهد، پاداشى همچون پاداش كسى قرار داده كه واجبى از واجبات الهى را انجام داده است، و هر كس در آن، واجبى از واجبات خداوند را ادا كند، همچون كسى خواهد بود كه در ماه‏هاى ديگر، هفتاد واجب از واجبات الهى را انجام داده است.
اين ماه، ماه صبر است و پاداش صبر، بهشت است. اين ماه، ماه مواسات (همدردى با ديگران در نيازها) است و ماهى است كه در آن، خداوند، روزىِ مؤمن را مى‏افزايد. هر كس مؤمن روزه‏دارى را در آن افطار دهد، نزد خداوند، پاداش آزاد كردن يك بنده و آمرزش گناهان گذشته‏اش را دارد.»
گفتند: اى پيامبر خدا! همه ما توان افطار دادن به روزه‏دار را نداريم .
فرمود: «خداوند، كريم است؛ اين ثواب را به كسى نيز مى‏دهد كه براى افطار دادن، جز بر جرعه‏اى شير يا جرعه‏اى آب و يا چند خرما قدرت ندارد و بيش از اين را نمى‏تواند .
ماه رمضان، ماهى است كه آغازش رحمت، ميانش آمرزش، و پايانش اجابت و آزادى از آتش دوزخ است.

امروز باحافظ (پنجشنبه 88/05/29)


ساقی حدیث سرو و گل و لاله می رود         وین بحث با ثلاثه غساله می رود
می ده که نو عروس چمن حد حسن یافت      کار این زمان ز صنعت دلاله می رود

گوناگون

آواز خرکی و رقص شتری
خري و اشتري دور از آبادي به آزادي مي‌زيستند. نيم شبي چراكنان به شارع عام نزديك شدند. اشتر گفت : ساعتي دم فرو بند تا از آدميان دور شويم. نبايد گرفتار شويم. خر گفت : اين نشايد كه درست همين ساعت نوبت آواز من است و در ترك عادت رنج جان و بيم هلاك تن. و بي‌محابا آواز برداشت.
كاروانيان به دنبال بيامدند و هر دو را در قطار كشيده بار نهادند.
فردا آبي عميق پيش آمد كه عبور خر از آن ميسر نبود. خر را بر اشتر نشانيده، اشتر را به آب راندند. اشتر چون به ميان آب رسيد، دستي برمي‌افشاند و پاي مي‌كوفت. خر گفت : رفيق! اين مكن، وگرنه من در آب افتم و غرقه شوم. شتر گفت : چنانكه دوش نوبت آواز نابهنگام تو بود، امروز گاه رقص ناساز من است!

« گزيده امثال و حکم »

امروز باحافظ (چهارشنبه 88/05/28)


آن کیست کزروی کرم با ما وفاداری کند     برجای بدکاری چو  من یکدم نکوکاری کند
اول ببانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی     وآنگه به یک پیمانه می با من وفاداری کند

گوناگون

حكايت دردمندي كه از مرگ دوستش پيش شبلي گريه مي كرد
دردمندي پيش شبلي مي گريست             شيخ پرسيدش كه اين گريه ز چيست
گفت شيخا دوستي بود آن من                   از جمالش تازه بودي جان من
دي بمرد و من بمردم از غمش                   شد جهان بر من سياه ا زماتمش
شيخ گفتا چون دلت بي خويش ازينست      اين چه غم باشد سزايت بيش از اينست
دوستي ديگر گزين اي يار تو                      كو نميرد تا نميري زار تو
دوستي كز مرگ نقصان آورد                      دوستي او غم جان آورد
هر كه شد در عشق صورت مبتلا                هم از آن صورت فتد در صد بلا
زودش آن صورت شود بيرون ز دست          او از آن حيرت كند در خون نشست

(منطق الطیر- عطار نیشابوری)

امروز با حافظ (سه شنبه 88/05/27)


شراب لعل کش و روی مه جبینان بین      خلاف مذهب آنان جمال اینان بین
به زیر دلق ملمع کمند ها دارند                درازدستی این کوته آستینان بین

گوناگون

دمی با شیخ بهائی :
دنیا که دلت ز حسرت او زار است          سرتاسر او تمام، محنت‌زار است
بالله که دولتش نیرزد به جوی               تالله که نام بردنش هم عار است
         ==============================
با هر که شدم سخت، به مهر آمد سست      بگذاشت مرا و عهد نگذاشت درست
از آب و هوای دهر، سبحان‌الله          هر تخم وفا که کاشتم، دشمن رست
         ==============================
آن دل که تواش دیده بدی، خون شد و رفت       و ز دیده‌ی خون گرفته، بیرون شد و رفت
روزی، به هوای عشق، سیری می‌کرد         لیلی صفتی بدید و بیرون شد و رفت
        ==============================
فرخنده شبی بود که آن دلبر مست       آمد ز پی غارت دل، تیغ به دست
غارت زده‌ام دید و خجل گشت، دمی        با من ز پی رفع خجالت بنشست

امروز با حافظ (دوشنبه 88/05/26)


فاش میگویم و از گفته خود دلشادم           بنده عشقم و ازهردوجهان آزادم
طایرگلشن قدسم چه دهم شرح فراق        که درین دامگه حادثه چون افتادم

گوناگون

رهروان کوي جانان سرخوش‌اند
عاشقان در وصل و هجران سرخوش‌اند
جان عاشق، سر به فرمان مي‌رود
سر به فرمان سوي جانان مي‌رود
راه کوي مي‌فروشان بسته نيست
در به روي باده‌نوشان بسته نيست
باده ما ساغر ما عشق ماست
مستي ما در سر ما عشق ماست
دل ز جام عشق  او شد مي پرست
مست مست از عشق او شد مست مست
ما به سوي روشنايي مي‌رويم
سوي آن عشق خدايي مي‌رويم
دوستان! ما آشناي اين رهيم
مي‌رويم از اين جدايي وارهيم
نور عشق پاک او در جان ما
مرهم اين جان سرگردان ما

فريدون مشيري

امروز با حافظ (یکشنبه 88/05/25)


ای خونبهای نافه چین خاک راه تو             خورشید سایه پرور طرف کلاه تو
نرگس کرشمه می برد ازحد برون خرام      ای من فدای شیوه چشم سیاه تو

گوناگون

دلسوخته اى هر شب خدا را مى خواند و ذکر الله از دهان او نمى افتاد. در همه حال لفظ الله بر زبان داشت و يک دم از اين ذکر، نمى آسود.
شبى شيطان به سراغش آمد و گفت : اين همه الله را لبيک کو ؟ چگونه او را اين همه مى خوانى و هيچ پاسخ نمى شنوى ؟ اگر در اين ذکر، سودى بود، بايد ندايى مى شنيدى و لبيکى مى آمد.
مرد، شکسته دل شد و به خواب رفت . در خواب حضرت خضر را ديد که به او مى گويد: چه شد که از ذکر بازماندى ؟
گفت : همه عمر او را خواندم ، هيچ پاسخ نشنيدم . اگر بر در کسى چند بار بکوبند ، پاسخى شنوند . من سال ها است که الله مى گويم و لبيک نمى شنوم . ترسم که مرا از خود رانده باشد و سزاوار لبيک نباشم . خضر گفت : هرگاه که او را خواندى ، او تو را پاسخ گفته است .
گفت : چگونه ؟ گفت : همين که او را مى خوانى ، او تو را حال و توفيق داده است که باز بيايى و الله بگويى . آن الله گفتن هاى تو، لبيک هاى خدا است . اگر رد باب بودى ، آن توفيق نمى يافتى که باز آيى و باز او را بخوانى . بدان که اگر در دل تو سوز و دردى است ، آن سوز و گدازها، همان فرستادگان خدا هستند که از جانب خدا تو را پاسخ مى گويند و به درگاه او مى کشانند.
گفت آن الله تو لبيک ماست
آن نياز و درد و سوزت پيک ماست
ترس و عشق تو کمند لطف ماست
زير هر يا رب تو لبيک هاست

«مولانا»

امروز با حافظ (شنبه 88/05/24)


اگر آن طايرقدسي ز درم باز آيد                عمر بگذشته به پيرانه سرم باز آيد
دارم اميد براين اشک چوباران که دگر       برق دولت که برفت از نظرم باز آيد

گوناگون

آشنايي با سوره هاي قرآن کريم :
نام سوره : حاقه *** شماره سوره : 69 *** محل نزول: مکه *** تعداد آيه : 52 *** تعداد کلمه : 256 *** تعداد حروف: 1084
معني : آنچه حق است، يكي از نامهاي قيامت.
علت نامگذاري : اولين آيه سوره كه بيانگر حقانيت وقوع قيامت است اين كلمه از ريشه «حق» گرفته شده است. حاقه يكي از نامهاي روز قيامت است.
نامهاي ديگر : ندارد
محتوي سوره :
•  مسايل مربوط به قيامت و خصوصيات آن و ذكر سه نام براي قيامت در اين سوره: حاقه، قارعه، واقعه.
•  سرنوشت اقوام كافر پيشين مخصوصاً قوم عاد، ثمود و فرعون.
•  انذارهاي قوي و مؤكد براي همه كافران و منكران قيامت.
•  وحي و نبوت، عظمت قرآن و مقام پيامبر اسلام (ص) و كيفر تكذيب كنندگان.
ترتيب سوره : به ترتيب جمع آوري، شصت و نهمين سوره است و به ترتيب نزول، هفتاد و هفتمين سوره است كه بعد از سوره «ملك» و قبل از سوره «معارج» نازل شده است.
داستانهاي سوره : ندارد
فضيلت سوره :پيامبر اسلام (ص) فرمود: «كسي كه سوره «حاقه» را بخواند خداوند حساب او را در قيامت آسان مي كند.»

(منبع : سايت راديو قرآن )

امروز باحافظ (جمعه 88/05/23)


یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود       وزلب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود
از سرمستی دگر با شاهد عهد شباب         رجعتی می خواستم لیکن طلاق افتاده بود

گوناگون


امروز با حافظ (پنجشنبه 88/05/22)


به کوی میکده هر سالکی که ره دانست     دری دگر زدن اندیشه تبه دانست
زمانه افسر رندی نداد جز به کسی            که سرفرازی عالم در این کله دانست

گوناگون

روزی مردی به گورکنی گفت: خدایت عمر دراز داده است و اکنون به هفتاد رسیده ای. نیم قرن می گذرد که هر روز مرده یا مردگانی را به خاک می گذاری. برگو که از دل خاک چه رازها دیده ای و با چه شگفتی ها روبه‌رو شده ای؟
گورکن گفت: چیزی عجیب تر از این ندیده ام که دیو نفسم پنجاه سال گور کندن و مرده به خاک سپردن دید و یک دم فرمان از عقل نبرد و خود به خاک خاموشی نخفت!

« سر دلبران »

امروز با حافظ (چهارشنبه 88/05/21)


ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر             بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر
از دیده گرسرشک چوباران چکد رواست     کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر

گوناگون

چو شايد به نرمي گرفتي ديار               به پيكار خون از مشامي ميار
به مردي كه ملك سراسر زمين              نيرزد كه خوني چكد بر زمين
شنيدم كه جمشيد فرخ سرشت             به سرچشمه اي بر به سنگي نبشت
بر اين چشمه چون ما بسي دم زدند      برفتند چون چشم برهم زدند
گرفتيم عالم به مردي و زور                  وليكن نبرديم با خود به گور
چو بر دشمني باشدت دسترس            مرنجانش كو را همين غصه بس
عدو زنده سرگشته پيرامُنت                 به از خون او كشته بر گردنت

(بوستان سعدی-باب اول : در عدل و تدبير و راي)

امروز با حافظ (سه شنبه 88/05/20)


دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست        گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست
که شنیدی که دراین بزم دمی خوش بنشست    که نه درآخرصحبت به ندامت برخاست

گوناگون

بعد از ریاضات چهل ساله شبی حجاب برداشتند. زاری کردم که راهم دهید. خطاب آمد که با کوزه ای که تو داری و پوستینی تو را بار نیست.
کوزه و پوستین بینداختم. ندایی شنیدم که : بایزید! با این مدعیان بگوی که بایزید بعد از چهل سال ریاضت و مجاهدت با کوزه ای شکسته و پوستینی پاره پاره تا نینداخت بار نیافت. تا شما که چندین علایق به خود باز بسته اید و طریقت را دانه ی دام هوای
نفس ساخته اید کلا و حاشا که بار یابید!

«ابوسعید ابوالخیر »

امروز با حافظ (دوشنبه 88/05/19)


زهی خجسته زمانی که یار باز آید              به کام غمزدگان غمگسار باز آید
به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم     بدان امید که آن شهسوار باز آید

گوناگون

دمی با خیام :
اجرام که ساکنان اين ايوانند          اسباب تردد خردمندانند 
هان تاسر رشته خرد گم نکني     کانان که مدبرند سرگردانند 
       ===========================
از آمدنم نبود گردون را سود      وز رفتن من جلال و جاهش نفزود 
وز هيچ کسی نيز دو گوشم نشنود       کاين آمدن و رفتنم از بهر چه بود 
       ==========================
از رنج کشيدن آدمی حر گردد     قطره چو کشد حبس صدف در گردد 
گر مال نماند سر بماناد بجاي        پيمانه چو شد تهي دگر پر گردد 

امروز با حافظ (یکشنبه 88/05/18)


دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش     وزشما پنهان نشاید کرد سرّمی فروش
گفت آسان گیربرخودکارها کزروی طبع     سخت میگیردجهان برمردمان سخت کوش

گوناگون

حكايت چهار هندو
چهار هندو در مسجدي داخل شدند و براي نماز خواندن مشغول طاعت و بندگي گرديدند. هر يكي از آن چهار هندو با نيتي تكبير گفتند و به نماز ايستادند. در اين موقع موذن وارد مسجد شد. يكي از هندوها بي اختيار صدايش را بلندكرد و به موذن گفت : اين موذن ، اذان گفتي؟ وقت نماز هست؟ و نماز اولي باطل شد. دومي به اولي گفت : هي! سخن گفتي و باطل شد نماز. و بدين ترتيب نماز دومي هم باطل شد. سومي به دومي گفت : اي عمو!چه زني طعنه بر او. خود را بگو. چهارمي نتوانست خود را نگه دارد وگفت: الحمدالله كه من مثل ديگران در چاه نيفتادم و نمازم باطل نشد! و بدين ترتيب نماز هر چهار نفر تباه شد.
پس نماز هر چهاران شد تباه          عيب گويان بيشتر گم كرده راه
اي خُنُك جاني كه عيب خويش ديد      هركه عيبي گفت . آن برخودخريد
خوشا به حال آن كسي كه عيب خود را مي بيند و هركس سخن از عيبي ميگويد، او آن عيب را در خود جستجو مي كند نه ديگران .

(مثنوي معنوي – مولانا)

امروز با حافظ (شنبه 88/05/17)


بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید             از یار آشنا سخن آشنا شنید
ای شاه حسن چشم به حال گدا فکن          کاین گوش بس حکایت شاه و گدا شنید

گوناگون

آشنايي با سوره هاي قرآن کريم :
نام سوره : قلم *** شماره سوره : 68 *** محل نزول : مکه *** تعداد آيه : 52 *** تعداد کلمه : 300 *** تعداد حروف :1256
معني : قلم
علت نامگذاري : اولين آيه كه به قلم ـ وسيله نوشتن ـ سوگند ياد كرده است كه قداست و اهميت اين موضوع را نيز مي رساند.
نامهاي ديگر : ن و القلم.
محتوي سوره :
•  قسمتي از صفات ويژه رسول خدا (ص) مخصوصاً اخلاق برجسته او (تأكيد با سوگند به قلم).
•  قسمتي از صفات زشت و اخلاق نكوهيده دشمنان رسول خدا (ص) كه او را به ديوانگي متهم مي كردند (پيامبري كه درس ناخوانده و امي بود، كه اين اعجاز ديگري از قرآن است.) و دفع اين اتهام.
•  قيامت و عذاب كفار، بهشت و نعمتها.
•  داستان «اصحاب الجنه: باغداران» كه هشدار به مشركان زشت سيرت است.
•  تهديد مشركان.
•  دستور صبر و استقامت به پيامبر اسلام (ص) در برابر دشمنان سرسخت.
•  آيه معروف «و ان يكاد...» در آخر اين سوره مي باشد.
ترتيب سوره : به ترتيب جمع آوري، شصت و هشتمين سوره است و به ترتيب نزول،‌ دومين سوره است كه بعد از سوره «علق» و قبل از سوره «مزمل» نازل شده است.
داستانهاي سوره : باغداران: 17 تا 33.
فضيلت سوره : پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمود: «كسي كه سوره «ن و القلم» را تلاوت كند خداوند ثواب كساني را كه داراي حسن اخلاق هستند به آنها مي دهد.»

(منبع : سا يت راديو قرآن )

امروز با حافظ (جمعه 88/05/16)


خجسته میلاد حضرت ولیعصر مهدی موعود(عج) را تبریک و تهنیت عرض می نمایم .
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی       دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
دایم گل این بستان شاداب نمی ماند                  دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

گوناگون


امروز با حافظ (پنجشنبه 88/05/15)


واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند   چون به خلوت می روند آن کار دیگر میکنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس       توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند

گوناگون

من از کجا پند از کجا؟ باده بگردان ساقيا
آن جام جان افزای را بر ريز بر جان ، ساقيا
بر دست من نه جام جان ، ای دستگير عاشقان
دور از لب بيگانگان پيش آر پنهان ، ساقيا
نانی بده نان خواره را ، آن طامع بيچاره را
آن عاشق نانباره را کنجی بخسبان ، ساقيا
ای جان جان جان جان ، ما نامديم از بهر نان
برجه ، گدا رويی مکن در بزم سلطان ، ساقيا
اول بگير آن جام مه ، بر کفه ی آن پير نه
چون مست گردد پير ده رو سوی مستان ، ساقيا
رو سخت کن ای مرتجا، مست از کجا شرم از کجا!!
ور شرم داری يک قدح بر شرم افشان ، ساقيا
بر خيز ای ساقی بيا ، ای دشمن شرم و حيا
تا بخت ما خندان شود، پيش آی خندان ، ساقيا

(مولوی)

امروز با حافظ (چهارشنبه 88/05/14)


مژده وصل تو کو کز سرجان برخیزد      طایر قدسم و از دام جهان برخیزم
بولای تو که گر بنده خویشم خوانی      از سر خواجگی کان ومکان برخیزم

گوناگون

ساقي بده پيمانه اي زان مي كه بي خويشم كند
بر حسن شور انگيز تو عاشق تر از پيشم كند
زان مي كه در شبهاي غم بارد فروغ صبحدم
 غافل كند از بيش و كم فارغ ز تشويشم كند
نور سحرگاهي دهد فيضي كه مي خواهي دهد
با مسكنت شاهي دهد سلطان درويشم كند
 سوزد مرا سازد مرا در آتش اندازد مرا
وز من رها سازد مرا بيگانه از خويشم كند
بستاند اي سرو سهي سوداي هستي از رهي
يغما كند انديشه را دور از بد انديشم كند

(رهي معيري)

امروز با حافظ (سه شنبه 88/05/13)


روزگاری شد که درمیخانه خدمت می کنم      در لباس فقر کاراهل دولت می کنم
تا که اندر دام وصل آرم تذروی خوش خرام    در کمینم و انتظار وقت فرصت می کنم

گوناگون

دمی با ابوسعید ابوالخیر :
آزادی و عشق چون همی نامد راست        بنده شدم و نهادم از یکسو خواست
زین پس چونان که داردم دوست رواست        گفتار و خصومت از میانه برخاست
                   ========================== 
خیام تنت به خیمه میماند راست           سلطان روح است و منزلش دار بقاست
فراش اجل برای دیگر منزل                   از پافگند خیمه چو سلطان برخاست
                   ==========================
عصیان خلایق ارچه صحرا صحراست          در پیش عنایت تو یک برگ گیاست
هرچند گناه ماست کشتی کشتی           غم نیست که رحمت تو دریا دریاست

امروز با حافظ (دوشنبه88/05/12)

سالروز ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان را تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم         کز سرزلف و رخش نعل در آتش دارم
عاشق و رندم و می خواره به آواز بلند       وین همه منصب ازآن شوخ پری وش دارم

گوناگون

 اي پيک خجسته که داري نشان دوست
 با ما بگو به‌جز سخن دل‌نشان دوست
 حال از دهان دوست شنيدن چه خوش بود
 يا از دهان آن که شنيد از دهان دوست
 اي يار آشنا، عَلَم کاروان کجاست؟
 تا سر نهيم بر قدم ساربان دوست
 دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت
 دستم نمي‌رسد که بگيرم عنان دوست
 رنجور عشق دوست چنانم که هرکه ديد
 رحمت کند، مگر دل نامهربان دوست
 گر دوست بنده را بکشد يا بپرود
 تسليم از آن بنده و فرمان از آن دوست
 بي‌حسرت از جهان نرود هيچ‌کس به درد
 الّا شهيد عشق به تير از کمان دوست
دردا و حسرتا! که عنانم ز دست رفت
دستم نمي‌رسد که بگيرم عنان دوست
. بعد از تو هيچ در دل سعدي گذر نکرد
 وان کيست در جهان که بگيرد مکان دوست

(سعدی)

امروز باحافظ (یکشنبه 88/05/11)


نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر          هرآنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر
ز وصل روی جوانان تمتعی بردار           که در کمین گهِ عمرست مکر عالم پیر

گوناگون

دمی با باباطاهر :
ز بوی زلف تو مفتونم ای گل         ز رنگ روی تو دلخونم ای گل
من عاشق ز عشقت بیقرارم         تو چون لیلی و من مجونم ای گل
================================= 
چرا آزرده حالی ای دل ای دل        همه فکر و خیالی ای دل ای دل
بساجم خنجری دل را بر آرم           بوینم تا چه حالی ای دل ای دل
====================================
دلا غافل ز سبحانی چه حاصل        مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
بود قدر تو افزون از ملائک              تو قدر خود نمیدانی چه حاصل

امروز با حافظ (شنبه 88/05/10)


مرحباای پیک مشتاقان بده پیغام دوست        تا کنم جان ازسررغبت فدای نام دوست
واله وشیداست دایم همچو بلبل در قفس     طوطی طبعم زعشق شکر وبادام دوست

گوناگون

آشنایی با سوره های قرآن کریم :
نام سوره : ملک *** شماره سوره : 67 *** محل نزول :  مکه *** تعداد آیه : 30 *** تعداد کلمه : 330 *** تعداد حروف : 1300
معني : فرمانروايي
علت نامگذاري : در آيه اول چون پادشاهي و اقتدار و تصرف در كارها را مخصوص خداوند مي داند وسخن از مالكيت و حاكميت خدا و اين كه

جهان هستي ملك خدا و در تصرف و تحت حكومت اوست.
نامهاي ديگر : تبارك ـ مانعه ـ منجيه ـ واقيه
محتوي سوره :
•  مبداء و صفات خدا و اينكه فرمانروايي و اقتدار مخصوص خداوند است. (تدبير عمومي خدا نسبت به عالم).
•  نظام شگفت انگيز خلقت از جلمه: آفرينش آسمانها و ستارگان، زمين و مواهب آن، پرندگان،‌ آبهاي جاري، گوش و چشم و ابزار شناخت.
•  معاد، عذاب دوزخ،‌ پاداش و كيفر.
•  گفتگوي مأموران عذاب با دوزخيان.
•  تهديدها و انذار كافران و ظالمان به انواع عذابهاي دنيا و آخرت.
ترتيب سوره : به ترتيب جمع آوري، شصت و هفتمين سوره است و به ترتيب نزول، هفتاد و ششمين سوره است كه بعد از سوره «طور» و قبل

از سوره «حاقه» نازل شده است.
داستانهاي سوره : ندارد
فضيلت سوره : پيامبر اسلام (ص) فرمود: «كسي كه سوره تبارك را بخواند چنان است كه گويي شب قدر را احيا داشته است.»

(منبع : سایت رادیو قرآن )

امروز با حافظ (جمعه 88/05/09)


به ملازمان سلطان که رساند این دعا را        که به شکر پادشاهی ز نظرمران گدا را
ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم          مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را

گوناگون

به دريايي در اوفتادم كه پايانش نمي‌بينم
به دردي مبتلا گشتم كه درمانش نمي‌بينم
در اين دريا يكي در است و ما مشتاق در او
ولي كس كو كه در جويد كه جويانش نمي‌بينم
چه جويم بيش ازين گنجي كه سر آن نمي‌دانم
چه پويم بيش ازين راهي كه پايانش نمي‌بينم
درين ره كوي مه رويي است خلقي در طلب پويان
وليك اين كوي چون يابم كه پيشانش نمي‌بينم
به خون جان من جانان ندانم دست آلايد
که او بس فارغ است از ما سر آنش نمي‌بينم
دلا بيزار شو از جان اگر جانان همي خواهي
كه هر كو شمع جان جويد غم جانش نمي‌بينم
برو عطار بيرون آي با جانان به جان بازي
كه هر كو جان درو بازد پشيمانش نمي‌بينم 

(عطار نیشابوری)

امروز با حافظ (پنجشنبه 88/05/08)


سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش       که دوره شاه شجاعست می دلیر بنوش
شد آنکه اهل نظر بر کناره می رفتند          هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش

گوناگون

تا تو با منی زمانه با من است
 بخت و کام جاودانه با من است
تو بهار دلکشی و من چو باغ
 شور و شوق صد جوانه با من است
 یاد دلنشینت ای امید جان
 هر کجا روم روانه با من است
ناز نوشخند صبح اگر توراست
 شور گریه ی شبانه با من است
 برگ عیش و جام و چنگ اگرچه نیست
 رقص و مستی و ترانه با من است
 گفتمش مراد من به خنده گفت
 لابه از تو و بهانه با من است
 گفتمش من آن سمند سرکشم
 خنده زد که تازیانه با من است
 هر کس اش گرفته دامن نیاز
 ناز چشمش این میانه با من است
 خواب نازت ای پری ز سر پرید
 شب خوشت که شب فسانه با من است

(هوشنگ ابتهاج . سایه)

امروز با حافظ (چهارشنبه 88/05/07)


ما را زخیال تو چه پروای شراب است          خم گو سرخودگیر که خمخانه خراب است
گر خمربهشت است بریزید که بی دوست      هرشربت عذبم که دهی عین عذاب است

گوناگون

در آن نفس که بميرم در آرزوي تو باشم
بدان اميد دهم جان که خاک کوي تو باشم
به وقت صبح قيامت که سر ز خاک برآرم
به گفتگوي تو خيزم، به جستجوي تو باشم
به مجمعي که درآيند شاهدان دو عالم
نظر به سوي تو دارم، غلام روي تو باشم
به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم
ز خواب عاقبت آگه، به بوي موي تو باشم
حديث روضه نگويم، گل بهشت نبويم
جمال حور نجويم، دوان به سوي تو باشم
مي بهشت ننوشم ز دست ساقي رضوان
مرا به باده چه حاجت که مست روي تو باشم
هزار باديه سهلست با وجود تو رفتن
وگر خلاف کنم سعديا به سوي تو باشم

(سعدي)

امروز باحافظ (سه شنبه 88/05/06)


ولادت با سعادت سید الساجدین امام سجاد(ع) را تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست    آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست
هرگه که دل به عشق دهی خوش دمی بود      درکارخیرحاجت هیچ استخاره نیست

گوناگون

از فرمایشات امام زین العابدین (ع) :
در اين دنيا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ و در قيامت سيّد و سرور مردم، پرهيزكاران خواهند بود.‏
تعجّب دارم از كسي كه  به خاطر ضررهاي غذا نسبت به ( تشخيص خوب و بد ) خوراكش ‍ اهتمام مي‌ورزد ، چگونه نسبت به گناهان به خاطر زشتي و زيانش اهميّت نمي‌دهد.
كسي كه مشتاق بهشت باشد در انجام كارهاي نيك، سرعت مي‌نمايد و شهوات را زير پا مي‌گذارد و ‏هركس از آتش جهنم هراسناك باشد به درگاه خداوند از گناهانش توبه مي‌كند و از گناهان و چيزهاي حرام روي برمي‌گرداند.‏
هركس به ديدار دوست و برادر خود برود و براي رضاي خداوند او را زيارت نمايد به اميد آن كه به وعده‌هاي ‏الهي برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشايعت خواهند كرد، و نيز هاتفي از پشت سر ندايش در دهد كه بهشت گوارايت باد‏ كه از آلودگي‌ها پاك شدي . پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه كند  رحمت فرايش خواهد گرفت.‏

امروز باحافظ (دوشنبه 88/05/05)


ولادت با سعادت قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس(ع) خجسته و مبارک باد.
گفتند خلائق که توئي يوسف ثاني           چون نيک بديدم به حقيقت به از آني
شيرين تر از آني به شکر خنده که گويم     اي خسروخوبان که توشيرين زماني

گوناگون


امروز با حافظ (یکشنبه 88/05/04)


                      ولادت با سعادت امام حسین(ع) مبارک و خجسته باد.
دروفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع    شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
روز وشب خوابم نمی آید به چشم غم پرست     بسکه در بیماری هجر تو گریانم چو شمع

گوناگون

از زلال گفتار امام حسین (ع):
برحذر باشيد از ستم كردن به كسى كه ياورى جز خداوند عزّوجلّ ندارد.
بدانيد كه دنيا شيرينى و تلخىاش رؤيايى بيش نيست، و آگاهى و بيدارى واقعى در آخرت است
جز به يكى از سه نفر حاجت مبر: به ديندار، يا صاحب مروّت، يا كسى كه اصالت خانوادگى داشته باشد
غافلگير كردن بنده از جانب خداوند به اين شكل است كه به او نعمت فراوان دهد و توفيق شكرگزارى را از او بگيرد

امروز با حافظ (شنبه 88/05/03)


خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست     گشاد کار من اندر کرشمه های تو بست
مراوسرو چمن را به خاک نشاند                زمانه تا قصب زرکش قبای تو بست

گوناگون

آشنایی با سوره های قرآن کریم :
نام سوره : تحریم *** شماره سوره : 66 *** محل نزول : مدینه *** تعداد آیه : 12 *** تعداد حروف : 246 *** تعداد حروف: 1160
معني : حرام و ممنوع ساختن
علت نامگذاري : آيه اول اين سوره است كه خطاب به پيامبر مي فرمايد چرا چيزي را كه خداوند بر تو حلال ساخته بر خود حرام مي كني؟ (

حرمت و تحريم بدعت گذاري و تحريم حلال).
نامهاي ديگر : يا ايها النبي ـ متحرم ـ لم تحرم تحرم
محتوي سوره :
•  پنج آيه اول ماجراي پيامبر (ص) و اينكه بعضي غذاهاي حلال را بر خود تحريم فرمود.
•  خطاب و توصيه بر همه مؤمنين در مورد مراقبت در امر تعليم و تربيت خانواده و لزوم توبه از گناهان (آيه 6 تا 8).
•  فرمان جهاد با كفار و منافقين به پيامبر اسلام (ص) و سختگيري با آنان.
•  سرزنش و ملامت بعضي از زنان پيامبر (ص).
•  قيامت و عذاب دوزخ.
•  نمونه اي از همسران ناشايست (همسر نوح و همسر لوط).
•  نمونه اي از زنان شايسته و الگو در عفت و ايمان (حضرت مريم و آسيه همسر فرعون).
ترتيب سوره :به ترتيب جمع آوري، شصت و ششمين سوره است و به ترتيب نزول، صد و هفتمين سوره است كه بعد از سوره «حجرات» و

قبل از سوره «جمعه» نازل شده است.
داستانهاي سوره : زن نوح: 10، زن فرعون: 11، مريم: 12.
فضيلت سوره : رسول خدا (ص) فرمود: «هركس اين سوره را بخواند خداوند توفيق توبه خالص به او مي دهد.»

(منبع : سایت رادیو قرآن )

امروز با حافظ (جمعه 88/05/02)


در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است     صراحی می ناب و سفینه غزل است
جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است           پیاله گیر که عمر عزیز بی بدل است

گوناگون

نقل است که دو شيخ به زيارت رابعه آمدند. و گرسنه بودند و با خود گفتند: «هر طعام که آرد به کار بريم که حلال باشد».
رابعه دو گرد داشت. پيش ايشان نهاد. ناگاه سائلي آواز داد. رابعه آن نان از پيش ايشان برداشت و به سائل داد. ايشان را عجب آمد. در حال کنيزکي مي ­آمد و دسته ­اي نان گرم آورد و گفت که: «بانوي من فرستاده است.» رابعه بشمرد. هيجده عدد بود. گفت: «بازبر، که غلط کرده ­اي.» گفت: «غلط نيست». گفت: «غلط­ کرده ­اي. بازبر» و باز برد و با خاتون حکايت کرد. آن زن دو نان ديگر مزيد کرد و بازفرستاد. رابعه بشمرد. بيست بود. بگرفت و پيش ايشان نهاد و مي­ خوردند و تعجب مي­ کردند. پس او را گفتند: «اين چه سرّي بود؟» گفت: «چون شما آمديد دانستم که گرسنه­ ايد. گفتم: دو نان در پيش دو بزرگ چون نهم؟ چون سائل بيامد، به وي دادم و مناجات کردم و گفتم: الهي! تو فرمودي که يک را ده عوض مي­دهم _و در اين يقين بودم_ اکنون به رضاي تو دو نان دادم تا يكي را ده عوض باز دهي. چون اين هيجده آورد، دانستم كه از تصرفي خالي نيست يا به من نفرستاده است. بازفرستادم تا بيست تمام کرد .

(تذکرة الاولیاء - عطار نیشابوری)

امروز با حافظ (پنجشنبه 88/05/01)



گر ز دست زلف مشکینت خطائی رفت رفت     ور زهندوی شما بر ما جفائی رفت رفت
برق عشق ارخرمن پشمینه پوشی سوخت سوخت  جورشاه کامران گربرگدائی رفت رفت

گوناگون

آشنایی با ماههای سال :
امرداد
امرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا امرتات ,در پهلوی امرداد و در فارسی امرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از سه جزء : اول ((ا)) ادات نفی به معنی نه, دوم ((مرتا)) به معنی مردنی , نیست و نابود شدنی و سوم تات که پسوند و دال بر مونث است. بنابر این امرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی. پس واژه ((مرداد)) به غلط استعمال می شود.در ادبیات مزدیسنا امرداد یکی از امشاسپندان است که نگهبانی نباتات با اوست. در مزدیسنا شخص باید به صفات مشخصه پنج امشاسپند دیگر که عبارتند از : نیک اندیشی, صلح و سازش, راستی و درستی, فروتنی و محبت به همنوع, تامین اسایش و امنیت بشر مجهز باشد تا به کمال مطلوب همه که از خصایص امرداد است نایل گردد