گوناگون
چو شايد به نرمي گرفتي ديار به پيكار خون از مشامي
ميار
به مردي كه ملك سراسر زمين نيرزد كه خوني چكد بر زمين
شنيدم كه جمشيد فرخ سرشت به سرچشمه اي بر به سنگي نبشت
بر اين چشمه چون ما بسي دم زدند برفتند چون چشم برهم زدند
گرفتيم عالم به مردي و زور وليكن نبرديم با خود به گور
چو بر دشمني باشدت دسترس مرنجانش كو را همين غصه بس
عدو زنده سرگشته پيرامُنت به از خون او كشته بر گردنت
(بوستان سعدی-باب اول : در عدل و تدبير و راي)
به مردي كه ملك سراسر زمين نيرزد كه خوني چكد بر زمين
شنيدم كه جمشيد فرخ سرشت به سرچشمه اي بر به سنگي نبشت
بر اين چشمه چون ما بسي دم زدند برفتند چون چشم برهم زدند
گرفتيم عالم به مردي و زور وليكن نبرديم با خود به گور
چو بر دشمني باشدت دسترس مرنجانش كو را همين غصه بس
عدو زنده سرگشته پيرامُنت به از خون او كشته بر گردنت
(بوستان سعدی-باب اول : در عدل و تدبير و راي)
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۸ ساعت 6:18 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ