رهروان کوي جانان سرخوش‌اند
عاشقان در وصل و هجران سرخوش‌اند
جان عاشق، سر به فرمان مي‌رود
سر به فرمان سوي جانان مي‌رود
راه کوي مي‌فروشان بسته نيست
در به روي باده‌نوشان بسته نيست
باده ما ساغر ما عشق ماست
مستي ما در سر ما عشق ماست
دل ز جام عشق  او شد مي پرست
مست مست از عشق او شد مست مست
ما به سوي روشنايي مي‌رويم
سوي آن عشق خدايي مي‌رويم
دوستان! ما آشناي اين رهيم
مي‌رويم از اين جدايي وارهيم
نور عشق پاک او در جان ما
مرهم اين جان سرگردان ما

فريدون مشيري