امروز با حافظ (شنبه 85/04/31)
نيكي پيرمغان بين كه چو ما بدمستان هر چه كرديم بچشم كرمش زيبا بود
ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا(س) را به تك تك شما عزيزان، بخصوص مادران فداكار و بانوان گرامي تبريك و تهنيت عرض مينمايم .گلعذاري ز گلستان جهان ما را بس زين چمن سايه آن سرو روان ما را بس
من و همصحبتي اهل ريا دورم باد از گرانان جهان رطل گران ما را بس
ادامه’ غزل...
گلعذاري ز گلستان جهان ما را بس
زين چمن سايه آن سرو روان ما را بس
من و همصحبتي اهل ريا دورم باد
از گرانان جهان رطل گران ما را بس
قصر فردوس به پاداش عمل می بخشند
ما که رندیم و گدا، دیر مُغان ما را بس
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت ز جهان گذرا ما را بس
نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان
گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس
یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
از در خویش خدا را به بهشتم مفرست
که سر کوی تو از کان و مکان ما را بس
حافظ از مشرب قسمت گله بی انصافیست
طبع چون آب و غزلهای روان ما را بس
(میلاد دردانه’ رسول، زهرای بتول و روز زن رو به شما و مادر بزرگوار و همسر گرامی و دختر خوشگلت و همه’ دوستان تبریک می گم
)
ادامه ی غزل...
بوَد که یار نرنجد ز ما به خلق کریم که از سؤال ملولیم و از جواب خجل
ز خون که رفت شب دوش از سراچه ی چشم شدیم در نظر رهروان خواب خجل
رواست نرگس مست اَر فکند سر در پیش که شد شیوه ی آن چشم پر عتاب خجل
توئی که خوبتری زآفتاب و شکر خدا که نیستم ز تو در روی آفتاب خجل
حجاب ظلمت از آن بست آب خضر که گشت ز شعر حافظ و آن طبع همچو آب خجل