امروز با حافظ (دوشنبه 89/03/31)

مدامم مست مي دارد نسيم جعد گيسويت        خرابم ميکند هر دم فريب چشم جادويت
پس از چندين شکيبائي شبي يارب توان ديدن    که شمع ديده افروزيم در محراب ابرويت

گوناگون

خدايا هدايتم کن , زيرا مي دانم که گمراهي چه بلاي خطرناکي است .
خدايا هدايتم کن که ظلم نکنم , زيرا مي دانم که ظلم گناه نابخشودني است .
خدايا نگذار دروغ بگويم , زيرا دروغ ظلم کثيفي است .
خدايا محتاجم نکن که تهمت به کسي بزنم , زيرا تهمت خيانت ظالمانه اي است .
خدايا ارشادم کن که بي انصافي نکنم , زيرا کسي که انصاف ندارد شرف ندارد.
خدايا راهنمايم باش حق کسي را ضايع نکنم , که بي احترامي به يک انسان همانا کفر خداي بزرگ است .
خدايا مرا از بلاي خودخواهي و غرور نجات ده تا حقايق وجودم را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده کنم .
خدايا پستي و ناپايداري روزگار را هميشه در نظرم جلوه گر ساز تا فريب زرق و برق عالم خاکي مرا از ياد تو دور نکند.
خدايا من کوچکم , ضعيفم و ناچيزم , پر کاهي در مقابل طوفانها هستم به من ديده اي عبرت بين ده تا ناچيزي خود را ببينم و عظمت و جلال تو رابراستي بفهمم و بدرستي تدبير کنم .
خدايا دلم از ظلم و ستم گرفته است تو را به عدالتت سوگند ميدهم که مرا در زمره ظالمان و ستمگران قرار مده.

«شهيد چمران »

امروز باحافظ (یکشنبه 89/03/30)

وصال او ز عمر جاودان به                   خداوندا مرا آن ده که آن به
به شمشیرم زد و با کس نگفتم           که راز دوست از دشمن نهان به

گوناگون

دیروز سالروز شهادت دکتر علی شریعتی بود.
اي آزادي،
تو را دوست دارم، به تو نيازمندم، به تو عشق مي ورزم، بي تو زندگي دشواراست، بي تو من هم نيستم ؛ هستم ، اما من نيستم ؛ يک موجودي خواهم بود توخالي ، پوک ، سرگردان ، بي اميد ، سرد ، تلخ ، بيزار ، بدبين ، کينه دار ، عقده دار ، بيتاب ، بي روح ، بي دل ، بي روشني ، بي شيريني ، بي انتظار ، بيهوده ، مني بي تو
يعني هيچ! ...
اي آزادي، من از ستم بيزارم، از بند بيزارم، از زنجير بيزارم، از زندان بيزارم، از حکومت بيزارم، از بايد بيزارم، از هر چه و هر که تو را در بند مي کشد بيزارم.
اي آزادي، چه زندان ها برايت کشيده ام !
و چه زندان ها خواهم کشيد و چه شکنجه ها تحمل کرده ام و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد.
اما خود را به استبداد نخواهم فروخت، من پرورده ي آزادي ام، استادم علي است، مرد بي بيم و بي ضعف و پر صبر، و پيشوايم مصدق، مرد آزاد، مرد، که هفتاد سال براي آزادي ناليد.
من هرچه کنند، جز در هواي تو دم نخواهم زد. اما، من به دانستن از تو نيازمندم، دريغ مکن، بگو هر لحظه کجايي چه مي کني؟ نا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟ ...

« دکتر علي شريعتي »

امروز با حافظ (شنبه 89/03/29)

گلبن عیش می دمد ساقی گلعذار کو          باد بهار می وزد باده خوشگوارکو
هر گل نو ز گلرخی یاد همی کند ولی          گوش سخن شنو کجا دیده اعتبار کو

گوناگون

آشنايي با سوره هاي قرآن کريم :
نام سوره : ماعون *** شماره سوره : 107 *** محل نزول : مکه *** تعداد آيه : 7 *** تعداد کلمه : 25 *** تعداد حروف : 125
معني : ظرف غذا ـ وسايل ضروري و كوچك
علت نامگذاري : آيه آخر سوره مي باشد كه از نمازگزاران سهل انگار و رياكاري كه از سير كردن گرسنگان با ظرفهاي پر از غذا جلوگيري مي كنند نكوهش شده است.
نامهاي ديگر : الدين ـ ارأيت
محتوي سوره :
•  بيان اعمال منكران قيامت و نكوهش آنها: انفاق نكردن در راه خدا. كمك نكردن به يتيمان و مسكينان. سهل انگاري و رياكاري در نماز. روي گرداني از كمك به نيازمندان.
ترتيب سوره : به ترتيب جمع آوري، صد و هفتمين سوره است و به ترتيب نزول، شانزدهمين سوره است كه بعد از سوره «تكاثر» و قبل از سوره «كافرون» نازل شده است.
داستانهاي سوره : ندارد
فضيلت سوره : امام باقر (ع) فرمود: «هر كس سوره ماعون را در نمازهاي فريضه و نافله اش بخواند خداوند نماز و روزه او را قبول مي كند، و او را در برابر كارهايي كه زندگي دنيا از سر زده است مورد محاسبه و سؤال قرار نمي دهد.»

(منبع : سايت راديو قرآن )

امروز با حافظ (جمعه 89/03/28)

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود          پیش پائی به چراغ تو ببینم چه شود
یارب اندر کف سایه آن سرو بلند                    گر من سوخته یکدم بنشینم چه شود

گوناگون

طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني
ز سمت مشرق جغرافياي عرفاني
دوباره پلك دلم مي پرد،نشانه‌ي چيست ؟
شنيده ام كه مي‌آيد كسي به مهماني
كسي كه سبزتر از هزار بار بهار
كسي ، شگفت ، آنچنان كه مي داني
كسي كه نقطه ي آغار هر چه پرواز است
تويي كه در سفر عشق، خط پاياني
تويي بهانه‌ي آن ابرها كه مي گريند
بيا كه صاف شود اين هواي باراني
تويي از حوالي اقليم هر كجا آباد
بيا كه مي‌رود اين شهر رو به ويراني
كنار نام تو لنگر گرفت كشتي عشق
بيا كه نام تو آرامشي است طولاني

(قيصر امين‌پور)

امروز با حافظ (پنجشنبه 89/03/27)

دیدم به خواب خوش که بدستم پیاله بود         تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت            تدبیر ما بدست شراب دوساله بود

گوناگون

                                                    ليله الرغائب
شب جمعه ي اول ماه رجب را "ليله الرغائب" گويند وبراي آن عملي از رسول خدا (ص)وارد شده که باعث آمرزش گناهان است وهر که اين نماز را بخواند چون شب اول قبر او شود حقتعالي ثواب نماز را به نيکوترين صورت به سوي او فرستد با روي باز ودرخشان وزبان فصيح به او گويد اي حبيب من تو را بشارت باد که از هر شدت وسختي رها شدي . صاحب نماز گويد : تو کيستي که به خدا قسم من روئي از روي تو بهتر نديدم وسخني از سخن تو شيرين تر نشنيدم وبوئي از بوي تو بهتر نبوئيده ام .گويد: من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه فلان سال بجا آوردي .امشب نزد تو آمدم تا حق تو را ادا کنم ومونس تو باشم ووحشت را از تو بردارم وچون در صور دميده شود من بر سر تو سايه خواهم بود پس خوشحال باش که هر گز خير از تو بريده نشود .
                                            دستور نماز ليله الرغائب:
روز پنج شنبه آن ماه را روزه ميگيري چون شب جمعه داخل شد ما بين نماز مغرب وعشا دوازده رکعت نماز ميگذاري هر دو رکعت به يک سلام ودر هر رکعت بعداز حمد سه بار سوره ي قدر ودوازده بار سوره ي توحيد ميخواني وچون از نماز فارغ شدي هفتاد مرتبه ميگويي "اللهم صل علي محمد النبي الامي وعلي آله "پس به سجده ميروي وهفتاد مرتبه مي گويي "سبوح قدوس رب الملائکه والروح "پس سر از سجده بر مي داري وهفتاد مرتبه مي گويي " رب اغفر وارحم وتجاوز عما تعلم انک العلي الاعظم "باز به سجده مي روي  وهفتاد مرتبه مي گويي " سبوح قدوس رب الملائکه والروح "پس حاجت خود را مي خواهي که ان شالله برآورده ميشود.

امروز با حافظ (چهارشنبه 89/03/26)

    سالروز شهادت امام علي النقي الهادي (ع) را تسليت و تعزيت عرض مي نمايم
بحريست بحر عشق که هيچش کناره نيست        آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نيست
هرگه که دل به عشق دهي خوش دمي بود       در کار خيرحاجت هيچ استخاره نيست

گوناگون

از زلال گفتار امام علي النقي (ع) :
*به راستى كه خدا، جز بدانچه خودش را وصف كرده، وصف نشود.كجا وصف شود آن كه حواس از دركش عاجز است، و تصورّات به كُنه او پى نبرند، و در ديده ها نگنجد؟ او با همه نزديكىاش دور است و با همه دورىاش نزديك. كيفيّت و چگونگى را پديد كرده، بدون اين كه خود كيفيّت و چگونگى داشته باشد. مكان را آفريده بدون اين كه خود مكانى داشته باشد. او از چگونگى و مكان بر كنار است. يكتاى يكتاست، شكوهش بزرگ و نام هايش پاكيزه است.
**هر كس از خدا بترسد، مردم از او بترسند، و هر كه خدا را اطاعت كند، از او اطاعت كنند، و هر كه مطيع آفريدگار باشد، باكى از خشم آفريدگان ندارد، و هر كه خالق را به خشم آورد، بايد يقين كند كه به خشم مخلوق دچار مىشود.
***هر كه از مكر خدا و مؤاخذه دردناكش آسوده زِيَد، تكبّر پيشه كند تا قضاى خدا و امر نافذش او را فراگيرد، و هر كه بر طريق خداپرستى، محكم و استوار باشد، مصائب دنيا بر وى سبك آيد و اگر چه مقراض شود و ريز ريز گردد.

امروز با حافظ (سه شنبه 89/03/25)

فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم         که حرامست می آنجا که نه یاریست ندیم
چاک خواهم زدن این دلق ریائی چکنم        روح را صحبت ناجنس عذابیست الیم

گوناگون

من نمي گويم زيان کن يا به فکر سود باش
اي ز فرصت بي خبر در هر چه هستي زود باش
زيب هستي چيست غير از شور عشق و ساز حسن
نکهت گل گر نه اي، دود دماغ عود باش
راحتي گر هست در آغوش سعي بيخودي ست
يک قلم لغزش چو مژگانهاي خواب آلود باش
موميايي هم شکستن، خالي از تعمير نيست
اي زبانت هيچ! بهر دردمندي سود باش
نقد حيرتخانه هستي صدايي بيش نيست
اي عدم! نامي به دست آورده اي موجود باش

(بيدل دهلوي )

امروز با حافظ (دوشنبه 89/03/24)

     ولادت با سعادت امام محمد باقر (ع) را تبريک و تهنيت عرض مي نمايم.
شراب بیغش و ساقی خوش دو دام رهند        که زیرکان جهان از کمندش نرهند
من ارچه عاشقم و رند و مست و نامه سیاه         هزار شکر که یاران شهر بی گنهند

گوناگون


از زلال گفتار امام محمد باقر(ع) :
*از امام باقر(ع) نقل است: دو چيز در زمين مايه امان از عذاب خدا بود: يکي از آن دو برداشته شد، پس ديگري را دريابيد و بدان چنگ زنيد، اما اماني که برداشته شد رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم بود، و امان باقيمانده استغفار کردن است که خداي بزرگ به رسول خدا فرمود: ((خدا آنان را عذاب نمي کند در حاليکه تو در ميان آنان هستي، و عذابشان نمي کند تا آن هنگام که استغفار مي کنند.
*صبر کنيد برگزاردن احکام شرع و شکيبايي ورزيد در برابر دشمنتان و آماده و حاضر يراق باشيد براي امامتان که در انتظار او هستيد.
*خدا در روز قيامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلي که در دنيا به آنها داده است باريک بيني مي کند
*تو را به پنج چيز سفارش مي‌کنم: اگر مورد ستم واقع شدي ستم مکن، اگر به تو خيانت کردند خيانت مکن، اگر تکذيبت کردند خشمگين مشو، اگر مدحت کنند شاد مشو، و اگر نکوهشت کنند، بي تابي مکن.
*نهايت کمال، فهم در دين و صبر بر مصيبت، و اندازه گيري در خرج زندگاني است.
*سخن نيک را از هر کسي، هر چند به آن عمل نکند، فرا گيريد.

امروز با حافظ (یکشنبه 89/03/23)

از سر کوی تو هر کو به ملالت برود           نرود کارش و آخر به خجالت برود
کاروانی که بود بدرقه اش حفظ خدا          به تجمل بنشیند به جلالت برود

گوناگون

کاریکلماتور

۱ـ بعضی ها خنده رو لبشونه ولی دلشون هیروشیماست.
۲ـ چون آسمان شهر آلوده بود ، روحش پس از مرگ به آسمان نرفت.
۳ـ فریاد را همه می شنوند ، هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است.
۴ـ گاهی به اسم دموکراسی ، آزادی را تنبیه می کنند.
۵ـ گاهی قلم در حال نوشتن وقایع بر روی کاغذ می گرید.
۶ـ بعضی ها با نردبان قدرت از دیوار حاشا بالا می روند.
۷ـ با هجوم کلمات نفس قلم به شماره افتاد.
۸ـ گاهی کلمات از ترس سانسور پشت چند نقطه پنهان می شوند.
۹ـ وقتی یکی به نعل می زنید و یکی به میخ ، مواظب شستتان باشید.
۱۰ـ گاهی چشمانم در خیابان نگاهش راهپیمایی می کند.

(سهراب گل هاشم )

امروز با حافظ (شنبه 89/03/22)

دیریست که دلدار پیامی نفرستاد             ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
صد نامه فرستادم و آن شاه سواران         پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد

گوناگون

آشنایی با سوره های قرآن کریم :
نام سوره : قریش *** شماره سوره : 106 *** محل نزول : مکه *** تعداد آیه : 4 *** تعداد کلمه : 17 *** تعداد حروف: 93
معني : نام قبيله اي كه حضرت محمد (ص) نيز از آن قبيله بود.
علت نامگذاري : اولين آيه سوره است. اين سوره در مورد قريش و نعمتهاي است كه خداوند به آنان ارزاني داشته و هم كلمه قريش در آيه اول ذكر شده است.
نامهاي ديگر : لا يلاف
محتوي سوره :
•  اين سوره مكمل سوره فيل است.
•  بيان نعمتهاي خداوند بر قريش و الطاف او نسبت به ايشان تا حس شكرگزاري آنها تحريك شود و به عبادت پروردگار اين بيت عظيم قيام كنند.
•  يك دليل نابودي دشمنان مهاجم به كعبه بخاطر انس و الفت و امان قريش در كوچهاي تابستانهي و زمستاني بود.
ترتيب سوره : به ترتيب جمع آوري، صد و ششمين سوره است و به ترتيب نزول، بيست و هشتمين سوره است كه بعد از سوره «تين» و قبل از سوره «قارعه» نازل شده است.
داستانهاي سوره : ندارد
فضيلت سوره : پيامبر اسلام (ص) فرمود: « كسي كه سوره قريش را بخواند به تعداد هر يك از كسانيكه در گرد خانه كعبه طواف كرده يا در آنجا معتكف شده، ده حسنه به او مي دهد.»

(منبع : سایت رادیو قرآن )

امروز با حافظ (جمعه 89/03/21)

سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی                خطاب آمد که واثق شود به الطاف خداوندی
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است          بدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی

گوناگون


خوشا صبحي که چون از خواب خيزم

رخت بوسم ،

 به پايت گل بريزم

امروز با حافظ (پنجشنبه 89/03/20)

خوشا شیراز و وضع بی مثالش          خداوندا نگه دار از زوالش
ز رکن آباد ما صد لوحش الله               که عمر خضر می بخشد زلالش

گوناگون

من آن صبحم که ناگاهان چو آتش در شب افتادم
بيا اي چشم روشن بين که خورشيدي عجب زادم
ز هر چاک گريبانم چراغي تازه مي تابد
که در پيراهن خود آذرخش آسا درافتادم
چو از هر ذره ي من آفتابي نو به چرخ آمد
چه باک از آتش دوران که خواهد داد بر بادم
تنم افتاده خونين زير اين آوار شب ، اما
دري زين دخمه سوي خانه ي خورشيد بگشادم
الا اي صبح آزادي به ياد آور در آن شادي
کزين شب هاي ناباور منت آواز مي دادم
در آن دوري و بد حالي نبودم از رخت خالي
به دل مي ديدمت وز جان سلامت مي فرستادم
سزد کز خون من نقشي بر آرد لعل پيروزت
که من بر درج دل مهري به جز مهر تو ننهادم
به جز دام سر زلفت که آرام دل سايه ست
به بندي تن نخواهد داد هرگز جان آزادم

(هوشنگ ابتهاج .سايه)

امروز با حافظ (چهارشنبه 89/03/19)

به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می           علاج کی کنمت آخرالدوار الکی
ذخیره بنه از رنگ و بوی فصل بهار                که می رسند ز پی رهزنان بهمن و دی

گوناگون

اي در ميان جانم و جان از تو بي‌خبر
از تو جهان پر است و جهان از تو بي خبر
چون پي برد به تو دل و جانم که جاودان
در جان و در دلي، دل و جان از تو بي خبر
نقش تو در خيال و خيال از تو بي‌نصيب
نام تو بر زبان و زبان از تو بي خبر
از تو خبر به نام و نشان است خلق را
وان گه همه به نام و نشان از تو بي خبر
شرح و بيان تو چه کنم زانکه تا ابد
شرح از تو عاجز است و بيان از تو بي خبر
جويندگان گوهر درياي حُسنِ تو
در وادي يقين و گمان از تو بي خبر
چون بي‌خبر بود مگس از پر‌ِ جبرئيل
از تو خبر دهند و چنان از تو بي خبر
عطار اگرچه نعره عشق تو مي‌زند
هستند جمله نعره زنان از تو بي خبر

(عطار نيشابوري)

امروز با حافظ (سه شنبه 89/03/18)

تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی            ورنه هر فتنه که بینی همه از خود بینی
بخدائی که توئی بنده بگزیده او                  که برین چاکر دیرینه کسی نگزینی

گوناگون

تيز دوم تيز دوم تا به سواران برسم
نيست شوم نيست شوم تا بر جانان برسم
خوش شده ام خوش شده ام پاره آتش شده ام
خانه بسوزم بروم تا به بيابان برسم
خاک شوم خاک شوم تا ز تو سرسبز شوم
آب شوم سجده کنان تا به گلستان برسم
چونک فتادم ز فلک ذره صفت لرزانم
ايمن و بی لرز شوم چونک به پايان برسم
چرخ بود جای شرف خاک بود جای تلف
باز رهم زين دو خطر چون بر سلطان برسم
عالم اين خاک و هوا گوهر کفر است و فنا
در دل کفر آمده ام تا که به ايمان برسم
آن شه موزون جهان عاشق موزون طلبد
شد رخ من سکه زر تا که به ميزان برسم
رحمت حق آب بود جز که به پستی نرود
خاکی و مرحوم شوم تا بر رحمان برسم
هيچ طبيبی ندهد بی مرضی حب و دوا
من همگی درد شوم تا که به درمان برسم

(مولانا)

امروز با حافظ (دوشنبه 89/03/17)

یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد              دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست      خون چکید از شاخ گل ابر بهاران را چه شد

گوناگون

حکايت
  شاعرى پيش امير دزدان رفت و ثنايی بر او بگفت . فرمود تا جامه ازو برکنند و از ده بدر کنند. مسکن برهنه به سرما همی رفت. سگان در قفای وی افتادند . خواست تا سنگي بردارد و سگان را دفع کند ، در زمين يخ گرفته بود ، عاجز شد ، گفت : اين چه حرامزاده مردمانند، سگ را گشاده اند و سنگ را بسته . امير از غرفه بديد و بشنيد و بخنديد ، گفت : ای حکيم ، از من چيزی بخواه . گفت : جامه خود را می خواهم اگر انعام فرمايی . رضينا من نوالک بالرحيل.
اميدوار بود آدمى به خير كسان
مرا به خير تو اميد نيست ، شر مرسان
سالار دزدان را رحمت بروی آمد و جامه باز فرمود و قبا پوستينی برو مزيد کرد و درمی چند

(گلستان سعدی - باب چهارم : در فوايد خاموشى)

امروز با حافظ (یکشنبه 89/03/16)

نوش کن جام شراب یک منی            تا بدان بیخ غم از دل برکنی
دل گشاده دار چون جام شراب         سرگرفته چند چون خمّ دنی

گوناگون

دل به ياد پرتو حسنت سرا پا آتش است
از حضور آفتاب آيينه ي ما آتش است
پيکر ما همچو شمع از گريه ي شادي گداخت
اشک هرجا بنگري آب است، اينجا آتش است
تا نفس باقيست عمر از پيچ و تاب آسوده نيست
مي تپد برخويشتن تا خار و خس با آتش است
عشق مي آيد برون گر واشکافي سينه ام
چون طلسم سنگ نام اين معما آتش است
شمع تصويريم، از سوز و گداز ما مپرس
پرتوي از رنگ تا باقيست، با ما آتش است
غرق وحدت باش اگر آسوده خواهي زيستن
ماهيان را هر چه باشد غير دريا آتش است
نيست بيدل بيقراري هاي آهم بي سبب
کز دل گرمم نفس را در ته پا آتش است

(بيدل دهلوي )

امروز با حافظ (شنبه 89/03/15)

کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند           ببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند
قاصد منزل سلمی که سلامت بادش            چه شود گر بسلامی دل ما شاد کند

گوناگون

آشنایی با سوره های قرآن کریم :
نام سوره : فیل *** شماره سوره : 105 *** محل نزول : مکه  *** تعداد آیه : 5 *** تعداد کلمه : 23 *** تعداد حروف: 96
معني : فيل
علت نامگذاري : در آيه اول ( و آيات بعدي) داستان فيل سوران ابرهه براي ويران كردن خانه خدا و نابود شدنشان مطرح شده است.
نامهاي ديگر : الم تر كيف
محتوي سوره :
•  داستان تاريخي معروفي كه در سال تولد پيامبر اسلام (ص) واقع شد (معروف به عام الفيل) و خداوند خانه كعبه را از شر لشكر كفار كه از سرزمين يمن سوار بر فيل آمده بودند حفظ كرد.
•  يادآوري داستان، هشداري است به كفار مغرور و لجوج در هر زمان.
•  نابود شدن لشكر عظيم فيل سوار بوسيله پرندگان كوچك و سنگريزه هاي كوچك به قدرت خداوند.
ترتيب سوره :به ترتيب جمع آوري، صد و پنجمين سوره است و به ترتيب نزول، هيجدهمين سوره است كه بعد از سوره «كافرون» و قبل از سوره «فلق» نازل شده است.
داستانهاي سوره : ندارد
فضيلت سوره : امام صادق (ع) فرمود: «هر كس سوره فيل را در نماز واجب بخواند در قيامت هر كوه و زمين هموار و كلوخي براي او شهادت مي دهد كه او از نمازگزاران است، و منادي صدا مي زند درباره بنده من راست گفتيد، شهادت شما را به سود يا زيان او مي پذيرم، بنده ام را بدون حساب وارد بهشت كنيد، او كسي است كه من وي را دوست دارم و عملش را نيز دوست دارم.»

(منبع : سایت رادیو قرآن )

امروز با حافظ (جمعه 89/03/14)

ما ز یاران چشم یاری داشتیم           خود  غلط بود آنچه می پنداشتیم
تا درخت دوستی بر کی دهد            حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

گوناگون

اي پاسخ گرامي امن يجيب ها
تعجيل کن به خاطر ما ناشکيب ها
چشم جهان به چشمه دستان سبز توست
جاري شو از وراي فراز و نشيب ها
تکليف انتقام شهيدان به دوش کيست؟
خون مسيح مانده به روي صليب ها!
برخيز و بزم شب زدگان را به هم بزن
اي آشنا به ندبه و اشک غريب ها
تعجيل کن به خاطر صدها هزار چشم
اي پاسخ گرامي امن يجيب ها

(نغمه مستشار نظامي)

امروز با حافظ (پنجشنبه 89/03/13)

خجسته سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) و گرامی روز زن و مادر ، مبارک باد.
دیدار شد میسر و بوس و کنار هم            از بخت شکر دارم و از روزگار هم
زاهد برو که طالع اگر طالع من است          جامم بدست باشد و زلف نگار هم

گوناگون


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند بخشنده و مهربان


إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ﴿1﴾ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ ﴿2﴾ إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ ﴿3﴾

ما تو را [چشمه] كوثر داديم (1)  پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن (2) دشمنت‏خود بى‏تبار خواهد بود (3)

امروز با حافظ (چهارشنبه 89/03/12)

اگر به مذهب تو خون عاشقست مباح          صلاح ما همه آنست کان تراست صلاح
سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات              بیاض روی چو ماه تو فائق الاصباح

گوناگون

سوار خواهد آمد / سراي رُفت و رو کن
کلوچه در سبد نه / شراب در سبو کن
به شستشوي باران / صفاي گل فزون تر
کنار چشمه بنشين / نشاط شستشو کن
جليقه‌ي زري را / ز جامه‌دان برآور
گرش رسيده زخمي / به چيرگي رفو کن
ز پول زر به گردن  / ببند طوقي اما
به سيم تو نيرزد  / قياس با گلو کن
به هفت رنگ شايان / يکي پري بيارا
ز چارقد نمايان / دو زلف از دو سو کن
ز گوشه‌ي خموشي / ستاره گونه برگشت
سرودي از جواني / به پرده جستجو کن
چه بود آن ترانه / ولي به يادم آمد
ترانه‌ي ز دستم / گلي بگير و بو کن
سکوت سهمگين را / از اين سرا بتاران
بخوان برقص آري / بخند و هاي و هو کن
سوار چون درآيد / بر آستان خانه
گلي بچين و با دل / نثار پاي او کن

( سيمين بهبهاني)

امروز با حافظ (سه شنبه 89/03/11)

عیشم مدامست از لعل دلخواه            کارم بکامست الحمدالله
ای بخت سرکش تنگش ببرکش           گه جام زرکش گه لعل دلخواه

گوناگون

شيخ ابوسعيد ابوالخير روزي در حمام بود. درويشي شيخ را خدمت مي کرد و دست بر پشت شيخ مي نهاد و شوخ(چرک) بر بازوي شيخ جمع مي کرد چنانکه رسم قايمان(دلاکان) گرمابه باشد تا آن کس ببيند که او کاري کرده است.
پس در ميان اين خدمت از شيخ سوال کرد که اي شيخ! جوانمردي چيست؟
شيخ گفت: آنکه شوخِ مرد. پيش روي او نياري.

«اسرارالتوحيد»

امروز با حافظ (دوشنبه 89/03/10)

ای همه کار تو مطبوع و همه روی تو خوش        دلم از حقه یاقوت شکرخای تو خوش
همچو گلبرگ طری هست وجود تو لطیف            همچو سرو چمن خلد سرا پای تو خوش

گوناگون

ز خاک من اگر گندم برآید
از آن گر نان پزی مستی فزاید
خمیر و نانبا دیوانه گردد
تنورش بیت مستانه سراید
اگر بر گور من آیی زیارت
تو را خرپشته ام رقصان نماید
میا بی دف به گور من ای برادر
که در بزم خدا غمگین نشاید
زنخ بربسته و در گور خفته
دهان افیون و نقل یار خاید
بدری زان کفن بر سینه بندی
خراباتی ز جانت درگشاید
ز هر سو بانگ جنگ و چنگ مستان
ز هر کاری به لابد کار زاید
مرا حق از می عشق آفریده است
همان عشقم اگر مرگم بساید
منم مستی و اصل من می عشق
بگو از می به جز مستی چه آید
به برج روح شمس الدین تبریز
بپرد روح من یک دم نپاید

(مولوی)

امروز با حافظ (یکشنبه 89/03/09)

روشنی طلعت تو ماه ندارد              پیش تو گل رونق گیاه ندارد
گوشه ابروی توست منزل جانم        خوشتر ازین گوشه پادشاه ندارد

گوناگون

بس بگرديد و بگردد روزگار
دل به دنيا در نبندد هوشيار
اي كه دستت مي‌رسد، كاري بكن
پيش از آن كز تو نيايد هيچ كار
اين كه در شهنامه‌ها آورده‌اند
رستم و رويينه تن اسفنديار
تا بدانند اين خداوندان ملك
كز بسي خلقست دنيا يادگار
اين همه رفتند و ما اي شوخ چشم
هيچ نگرفتيم از ايشان اعتبار
اين همه هيچست چون مي‌بگذرد
تخت و بخت و امر و نهي گير و دار
چون زبر دستيت بخشيد آسمان
زير دستان را هميشه نيك دار
زور بازو داري و شمشير تيز
گر جهان لشكر بگيرد غم مدار
از درون خستگان انديشه كن
وز دعاي مردم پرهيزگار
منجيق آه مظلومان به صبح
سخت گيرد ظالمان را در حساب
هر كرا خوف و طمع در كار نيست
از ختا باكش نباشد وز تتار

(سعدي)

امروز با حافظ (شنبه 89/03/08)

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم        لطفها می کنی این خاک درت تاج سرم
دلبرا بنده نوازیت که آموخت بگو                  که من این ظن برقیبان تو هر گز نبرم

گوناگون

آشنایی با سوره های قرآن کریم :
نام سوره : همزه *** شماره سوره : 104 *** محل نزول : مکه  *** تعداد آیه : 9 *** تعداد کلمه : 33 *** تعداد حروف : 130
معني : عيب جو
علت نامگذاري : در آيه اول كساني را كه به حركات چشم و ابرو ديگران را مسخره مي كنند و عيب جويي مي نمايند و شخصيت ديگران را با اين كارها مي شكنند نكوهش كرده است.
نامهاي ديگر : لمزه
محتوي سوره
•نكوهش كسانيكه فقط مال جمع مي كنند و تمام ارزشها را در آن خلاصه مي كنند و به ديگران كه مال ندارند به ديده حقارت مي نگرند و انها را مسخره مي كنند. نكوهش ثروت اندوزان مستكبر و خودخواهان حيله گر كه از تحقير و عيب جويي و استهزا و غيبت ديگران لذت مي برند و با آن تفريح مي كنند. سرنوشت دردناك آنها كه چگونه به صورت حقارت آميزي در دوزخ پرتاب مي شوند و آتش سوزان جهنم بر قلب آنها مسلط مي شود و روح و جان آنها را به آتش مي كشد ( آتش سوزان و مستمر و طولاني ) .
ترتيب سوره : به ترتيب جمع آوري ، صد و چهارمين سوره است و به ترتيب نزول ، سي و يكمين سوره است كه بعد از سوره «قيامه» و قبل از سوره «مرسلات» نازل شده است.
داستانهاي سوره : ندارد
فضيلت سوره : امام صادق (ع) فرمود : « هر كس سوره همزه را در نماز فريضه اي بخواند ، فقر از او دور مي شود ، روزي به او روي مي آورد و مرگهاي زشت و بد از او دفع مي گردد. »

(منبع : سایت رادیو قرآن )

امروز با حافظ (جمعه 89/03/07)

اي که با سلسله زلف دراز آمده اي            فرصتت باد که ديوانه نواز آمده اي
ساعتي ناز مفرما و بگردان عادت                چون بپرسيدن ارباب نياز آمده اي

گوناگون

دلم امروز گواه است کسي مي‌آيد
حتم دارم خبري هست، گمانم بايد...
فال حافظ هم هر بار که مي‌گيرم باز
«مژده اي دل که مسيحا نفسي...» مي‌آيد
ماه در دست به دنبال که اين‌گونه زمين
مست، مي‌گردد و يک لحظه نمي‌آسايد؟!
بايد از جاده بپرسم که چرا مي‌رقصد
مست موسيقي گامي شده باشد شايد!
گله کم نيست ولي لب ز سخن خواهم بست
اگر آن چهره به لبخند لبي بگشايد

(محمد‌مهدي سي‍ّار)

امروز با حافظ (پنجشنبه 89/03/06)

دوش رفتم به در میکده خواب آلوده             خرقه تر دامن و سجاده شراب آلوده
آمد افسوس کنان مغبچه باده فروش            گفت بیدار شو ای رهرو خواب آلوده

گوناگون

هر چه مي‌نويسم پنداري دلم خوش نيست و بيشتر آنچه در اين روزها نبشتم همه آن است كه يقين ندانم كه نبشتن بهتر است يا نانبشتن.
اي دوست! نه هر چه درست است و صواب بود، روا بود كه بگويند … و نبايد كه در بحري افكنم خود را كه ساحل‌اش پديد نبود، و چيزها نويسم

بي«خود» كه چون وا«خود» آيم بر آن پشيمان باشم و رنجور.
اي دوست مي ترسم…و جاي ترس دارد …از مكر سرنوشت…
حقا و به حرمت دوستي،كه نمي‌دانم كه اين كه مي‌نويسم راه سعادت است كه مي‌روم يا راه شقاوت؟
و حقا، كه نمي‌دانم كه اين نبشتنم طاعت است يا معصيت؟
كاشكي كه يكبارگي نادان شدمي تا از خود خلاصي يافتمي!
چون در حركت و سكون چيزي نويسم، رنجور شوم از آن به غايت!
و چون در معاملت راه خدا چيزي نويسم، هم رنجور شوم!
چون احوال عاشقان نويسم نشايد،
چون احوال عاقلان نويسم، هم نشايد،
و هر چه نويسم، هم نشايد،
و اگر هيچ ننويسم هم نشايد،
واگر گويم نشايد،
و اگر خاموش گردم هم نشايد،
و اگر اين وا گويم نشايد و اگر وا نگويم هم نشايد ….
و اگر خاموش شوم هم نشايد ………

(رساله عشق - عين القضاة همداني)

امروز باحافظ (چهارشنبه 89/03/05)

ز گریه مردم چشمم نشسته  در خونست     ببین که در طلبت حال مردمان چونست
بیاد لعل تو و چشم مست میگونت               ز جام غم می لعلی که میخورم خونست

گوناگون

جسم‌ها چون كوزه‌هاي بسته سر
تا كه در هر كوزه چبود در نگر
كوزه اين تن پر از آب حيات
كوزه آن تن پر از زهر ممات
گر، به مظروفش نظر داري شهي
ور به ظرفش عاشقي تو گمرهي
لفظ را ماننده اين جسم دان
معنيش در اندرون مانند جان
ديده تن دائماً تن بين بود
ديده جان، جان پرفن بين بود

(مولانا جلال‌الدين محمد مولوي)

امروز با حافظ (سه شنبه 89/03/04)

هاتفی از گوشه میخانه دوش           گفت ببخشند گنه می بنوش
لطف الهی بکند کارخویش                مژده رحمت برساند سروش

اي عزيز
هر کس داند حقيقت چيست داند عشق کدامست و عاشق کيست
در اين راه مرد بايد بود و با دل پر درد بايد بود و هرکه را رنج بيشتر تمتع بيشتر
عاشق بايد بي باک باشد اگر چه او را بيم هلاک باشد
عشق آدمي خوارست، نه نام دارد و نه ننگ، نه صلح دارد نه جنگ
عشق علتي است بر دوام حيات نه وسيلتي بر اهتمام ممات
عشق درديست که او را دوا نيست و کار عشق هرگز به مدعا نيست، مدعاي عشق بي بلا نبود و چون بلايي رسد او را رد بلا نبود
عاشق هم آتش است و هم آب، هم ظلمت است و هم آفتاب
بي صبري در عشق عذاب جاودانيست و بي اخلاصي در طاعت وبال زندگانيست
عشق مايه آسودگيست هرچند مايه فرسودگيست
هرچه عاشق نيست ستورست، روز را چه گنه زان که شب پره کورست
دل عاشق هميشه بيدار است و ديده او گهر بارست
در اين راه گريه يعقوب بايد يا ناله مجنون، يا دل پر درد بايد يا ناله پر خون
اينجا تن ضعيف و دل خسته مي خرند کس عاشقي به قوت بازو نمي کند

« خواجه عبدالله انصاري »

امروز با حافظ (یکشنبه 89/03/03)

                                  سالروز آزادسازی خرمشهر گرامی باد.
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد        یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار                  صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد

گوناگون

به دريايي در اوفتادم که پايانش نمي‌بينم
به دردي مبتلا گشتم که درمانش نمي‌بينم
در اين دريا يکي در است و ما مشتاق در او
ولي کس کو که در جويد که جويانش نمي‌بينم
چه جويم بيش ازين گنجي که سر آن نمي‌دانم
چه پويم بيش ازين راهي که پايانش نمي‌بينم
درين ره کوي مه رويي است خلقي در طلب پويان
وليک اين کوي چون يابم که پيشانش نمي‌بينم
به خون جان من جانان ندانم دست آلايد
که او بس فارغ است از ما سر آنش نمي‌بينم
دلا بيزار شو از جان اگر جانان همي خواهي
که هر کو شمع جان جويد غم جانش نمي‌بينم
برو عطار بيرون آي با جانان به جان بازي
که هر کو جان درو بازد پشيمانش نمي‌بينم

( عطار نيشابوري)

امروز با حافظ (یکشنبه 89/03/02)

من ترک عشق و شاهد و ساغر نمی کنم         صدبار توبه کردم و دیگر نمی کنم
باغ بهشت و سایه طوبی و قصر حور                با خاک کوی دوست برابر نمی کنم

گوناگون

                                            آشنایی با ماه های سال :
                                                           خرداد
خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاهشمار اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان هئوروتات , در پهلوی خردات و در فارسی خورداد یا خرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: جزء اول : هئوروه که صفت است به معنای رسا, همه, درست, و کامل. جزء دوم : تات که پسوند است برای اسم مونث , بنابراین هئوروتات به معنای کمال و رسایی است. ایزدان تیرو باد و فروردین از همکاران خرداد می باشند. خرداد نماینده رسایی و کمال اهورامزداست و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است

امروز با حافظ (شنبه 89/03/01)

اگرچه عرض هنر پیش یار بی ادبیست         زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست
پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن          بسوخت عقل ز حیرت که این چه بوالعجبیست

گوناگون

آشنایی با سوره های قرآن کریم:
نام سوره : عصر *** شماره سوره : 103 *** محل نزول : مکه  *** تعداد آیه : 3 *** تعداد کلمه : 14 *** تعداد حروف : 68
معني : زمان
علت نامگذاري : در آيه اول، خداوند به زمان سوگند خورده است. (زمان نبوت، زمان نزول رآن، زمان قيامت، زمان دولت حضرت مهدي عجل اله تعالي فرجه الشريف،‌نماز عصر، و ...).
نامهاي ديگر : ندارد
محتوي سوره :
•  سوگند پرمعني به عصر.
•  زيانكار بودن همه انسانها در زندگي.
•  عوامل نجات از خسران و ذكر چهار ماده خوشبختي: ايمان، عمل صالح، سفارش يكديگر به حق و سفارش يكديگر به صبر (كه اين چهار اصل برنامه اي اعتقادي و عملي و فردي و اجتماعي اسلام را در بر مي گيرد.)
ترتيب سوره : به ترتيب جمع آوري،‌صد و سومين سوره است و به ترتيب نزول، دوازدهمين سوره است كه بعد از سوره «انشراح» و قبل از سوره «عاديات» نازل شده است.
داستانهاي سوره : ندارد
فضيلت سوره : امام صادق (ع) فرمود: «هر كس سوره العصر را در نمازهاي نافله بخواند خداوند او را در قيامت بر مي انگيزد در حاليكه صورتش نوراني، چهره اش خندان و چشمش (به نعمتهاي الهي) روشن است تا داخل بهشت شود.»

(منبع : سایت رادیو قرآن )