امروز باحافظ (شنبه 87/09/30)


معاشران گره از زلف یار باز کنید                شبی خوش است بدین قصه اش درازکنید
حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند      و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید
يلدا با حافظ : يكي از سنتهاي قديمي شب يلدا حافظ خواني و تفال به رند شيراز مي باشد . امسال نيز همچون دوسال گذشته درقالب طرح " يلدا با حافظ " از شما عزيزان درخواست مي كنم هر غزلي كه ازحضرت حافظ در شب يلدا خوانده مي شود در همان شب و يا روزهاي بعد دو بيت ابتدايي غزل را در همين وبلاگ برايمان كامنت بگذاريد. باشد كه با اين حركت بتونيم اين سنت قديمي را گسترش بيشتري بدهيم.همچون گذشته در اجراي اين طرح نيازمند ياري و اطلاع رساني شما به ساير دوستان هستم .با تشکراز شما بزرگوران.

گوناگون

یلدا , دختر باستانی ایران
ايرانيان همواره جشن ها را با روشنايي و نور مي آراستند. در بلندترين و تيره ترين شب سال، ستايش خورشيد نماد ديگري مي يابد.مردمان سرزمين ايران با بيدار ماندن، طلوع خورشيد و سپيده دم را انتظار مي کشند تا خود شاهد دميدن خورشيد باشند و آن را ستايش کنند.خوردن خوراکي ها و مراسم ديگر در اين شب بهانه اي است براي بيدار ماندن. يکي از دلايل گرفتن جشن در اين شب زاده شدن ايزدمهر است.
در گذشته، آيين هايي در اين هنگام برگزار مي شد که يکي از آنها جشني شبانه و بيداري تا بامداد و تماشاي طلوع خورشيد تازه متولد شده، بود. جشني که از لازمه هاي آن، حضور کهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد کهنسالي خورشيد در پايان پاييز بوده است، و همچنين خوراکي هاي فراوان براي بيداري دراز مدت همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشيد صرف مي شد.در سراسر ايران زمين، جايي را نمي يابيد که خوردن هندوانه در شب يلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد.زيرا عده زيادي اعتقاد دارند که اگر مقداري هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک يعني زمستاني که در پيش دارند سرما و بيماري بر آنها غلبه نخواهد کرد
يکي از آيين هاي شب يلدا در ايران، تفأل به ديوان حافظ است. مردم ديوان اشعار لسان الغيب را با نيت بهروزي و شادکامي مي گشايند و فال دل خويش را از او طلب مي کنند. در برخي ديگر از نقاط ايران نيز شاهنامه خواني رواج دارد. نقل خاطرات و قصه گويي پدربزرگ ها و مادربزرگ ها نيز يکي از مواردي است که يلدا را براي خانواده ايراني دلپذيرتر مي کند. اما همه اين ها ترفندهايي است تا خانواده ها گرد يکديگر جمع شوند و بلندترين شب سال را با شادي و صفا سحر کنند.
و بهتراست که در اين شب بلند به ياد ديگرافراد نيز باشيم افرادي که به دلايلي مختلف نميتوانند آنگونه که بايد و شايد اين شب را جشن بگيرند و مخصوصا بيماران را.

امروز با حافظ (جمعه 87/09/29)


هر آنکه خاطر مجموع و یار نازنین دارد    سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد
حریم عشق رادرگه بسی بالاترازعقل است//کسی آن آستان بوسدکه جان درآستین دارد
يلدا با حافظ :
يكي از سنتهاي قديمي شب يلدا حافظ خواني و تفال به رند شيراز مي باشد . امسال نيز همچون دوسال گذشته درقالب طرح " يلدا با حافظ " از شما عزيزان درخواست مي كنم هر غزلي كه ازحضرت حافظ در شب يلدا خوانده مي شود در همان شب و يا روزهاي بعد دو بيت ابتدايي غزل را در همين وبلاگ برايمان كامنت بگذاريد. باشد كه با اين حركت بتونيم اين سنت قديمي را گسترش بيشتري بدهيم.همچون گذشته در اجراي اين طرح نيازمند ياري و اطلاع رساني شما به ساير دوستان هستم .با تشکراز شما بزرگوران

گوناگون

بعضی از مراسم شب یلدا
هر كدوم از خوردنيهاي شب يلدا فلسفه خاصي دارد. هندوانه كه قاچ‌هاي مدور مي‌خورد مانند خورشيد، يادآور گرماي تابستان و فرونشاندن عطش است. انار صندوقچه دانه‌هاي مرواريد سرخ كه خود نماد تناسل نسل و زايش است و شب چره‌هايي كه با شكستن آن شادي را با خود به همراه مي‌آورد و دمي همه را از حرف زدن باز مي‌دارد.شب چره به آجيل ميوه و شيريني گفته ميشه كه در مهمانيهاي شبانه صرف ميشه. عموما شب چرهْ يلدا شامل گندم شادونه، برگه هلو و زردآلو، ميوه خشك تخمه هندونه كدو و ژاپني، بادوم هندي و پسته به همراه شلغم و لبوي آب پز، هندونه،‌ انار، باسلوق و امثالهم است. يكي از سنتهاي جالب در شب يلدا بردن "شب چله اي" از سوي خانواده داماد براي تازه عروسي است كه هنوز به منزل شوهر نرفته.  كه در طي اون خوردنيهاي شب يلدا رو تزئين ميكنند و در يك خوانچه قرار ميدهند و روي اون رو با پارچه ترمه يا سفره قلمكار ميپوشانند سپس به همراه هديه اي مثل قواره پارچه يا سكه طلا براي عروس فرستاده ميفرستند. خانواده عروس هم براي داماد يك پيراهن يا قواره پيراهني ميفرستند.شب يلدا، شب تلاقي پاييز و زمستان است نخستين شب زمستان پايان قوس و آغاز جدي و طولانيترين شب سال. واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است. ولادت خورشيد مهر و ميترا و روميان آن را ناتاليس انويكتوس يعني روز تولد مهر شكست ناپذير مينامند. از سويي آنرا به ميلاد حضرت مسيح (ع) ربط ميدهند. از ديرباز اين شب، شب جشن و سرور بوده و پادشاهان بدون حضور خدم و حشم از كاخ خارج ميشده و بر روي فرش سپيد مينشستند و با رعايا ملاقات ميكردند. اسم ديگر شب يلدا " نود روز" بود چون اين مقدار تا عيد نوروز باقي مونده.

امروز با حافظ (پنجشنبه 87/09/28)


گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس           زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
من و هم صحبتی اهل ریا دورم باد           از گرانان جهان رطل گران ما را بس
 يلدا با حافظ :
يكي از سنتهاي قديمي  شب يلدا حافظ خواني و تفال به رند شيراز مي باشد . امسال نيز همچون دوسال گذشته درقالب طرح " يلدا با حافظ " از شما  عزيزان درخواست مي كنم هر غزلي كه ازحضرت حافظ در شب يلدا  خوانده مي شود در همان شب و يا روزهاي بعد دو بيت ابتدايي غزل را در همين وبلاگ برايمان كامنت بگذاريد. باشد كه با اين حركت بتونيم اين سنت قديمي را گسترش بيشتري بدهيم.همچون گذشته در اجراي اين طرح نيازمند ياري و اطلاع رساني شما به ساير دوستان هستم .با تشکراز شما بزرگوران

گوناگون

عصای مرد عرب
حجاج اعرابي را ديد وبدو گفت: به دستت چه داري ؟ گفت: عصاي من است كه براي دانستن وقت نماز بر زمينش نصب مي كنم. در برابر دشمنانم بكارش مي برم، چهارپاي خود را با آن مي رانم و بدان در سفر توانا مي شوم، به راه رفتن بدان تكيه مي كنم تا گام فراختر نهم. با آن از نهرها مي پرم و مانع افتادنم مي شود. عباي خويش بر آن مي افكنم، مرا از گرما وسرما حفظ مي كند. آنچه در دسترسم نيست، در دسترسم قرار مي دهد. سفره ي خويش و ديگر ابزارم را بدان مي آويزم. با آن در مي كوبم وسگهاي گزنده را مي رانم .در هماوردي جاي نيزه ام را مي گيرد و در مبارزه جاي شمشيرم را. آن را از پدر به ارث برده ام و پس از من به پسرم به ارث رسد. با آن برگ درختان را براي گوسفندانم فرو مي ريزم و حاجتهاي ديگر نيز از آن روا مي كنم. حجاج حيران شد و به راه خويش رفت.

امروز با حافظ (چهارشنبه 87/09/27)


شکوهمند عید غدیر ؛ سالروز کمال گشتن دین محمدی(ص)مبارک و خجسته باد.
ساقیا آمدن عید مبارک بادت                    وان مواعید که کردی مرواد از یادت
در شگفتم که در این مدت ایام فراق         برگرفتی ز حریفان دل و دل می دادت
 یلدا با حافظ :
يكي از سنتهاي قديمي  شب يلدا حافظ خواني و تفال به رند شيراز مي باشد . امسال نيز همچون دوسال گذشته درقالب طرح " يلدا با حافظ " از شما  عزيزان درخواست می كنم هر غزلي كه ازحضرت حافظ در شب يلدا  خوانده مي شود در همان شب و يا روزهاي بعد دو بيت ابتدايي غزل را در همین وبلاگ برايمان كامنت بگذاريد. باشد كه با اين حركت بتونيم اين سنت قديمي را گسترش بيشتري بدهيم.همچون گذشته در اجراي اين طرح نيازمند ياري و اطلاع رساني شما به ساير دوستان هستم .با تشکراز شما بزرگوران.

گوناگون



امروز باحافظ (سه شنبه 87/09/26)


دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد        که چو سرو پای بندست و چو لاله داغ دارد
سرما فرو نیاید به کمان ابروی کس          که درون گوشه گیران ز جهان فراغ دارد          
یلدا با حافظ : يكي از سنتهاي قديمي  شب يلدا حافظ خواني و تفال به رند شيراز مي باشد . امسال نيز همچون دوسال گذشته درقالب طرح " يلدا با حافظ " از شما  عزيزان درخواست می كنم هر غزلي كه ازحضرت حافظ در شب يلدا  خوانده مي شود در همان شب و يا روزهاي بعد دو بيت ابتدايي غزل را در همین وبلاگ برايمان كامنت بگذاريد. باشد كه با اين حركت بتونيم اين سنت قديمي را گسترش بيشتري بدهيم.همچون گذشته در اجراي اين طرح نيازمند ياري و اطلاع رساني شما به ساير دوستان هستم .با تشکراز شما بزرگوران.

گوناگون

حکايت
زاهدی مهمان پادشاه شد، چون به طعام بنشستند کمترازآن خورد که ارادت او بود و چون به نمازبرخاستند . بيش از آن کرد که عادت او تا ظن صلاحيت در حق او زيادت کنند.
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
کاين ره که تو می روی به ترکستان است
چون به مقام خويش آمد سفره خواست تا تناولی کند. پسری صاحب فراست داشت گفت : ای پدر باری به مجلس سلطان در طعام نخوردی؟ گفت : در نظر ايشان چيزی نخوردم که بکار آيد . گفت : نماز را هم قضا کن که چيزی نکردی که بکار آيد .
اى هنرها گرفته بر كف دست
عيبها برگرفته زير بغل
 تا چه خواهى گرفتن اى مغرور
روز درماندگى به سيم دغل

(گلستان سعدی- باب دوم در اخلاق پارسایان)

امروز با حافظ (دوشنبه 87/09/25)


آنکه پا مال جفا کرد چو خاک راهم         خاک می بوسم و عذر قدمش می خواهم
من نه آنم که ز جور تو بنالم حاشا          بنده معتقد و چاکر دولتخواهم

گوناگون

گرم باز آمدي محبوب سيم اندام ســــنگين دل
 گل از خارم برآوردي و خار از پا و پا از گِل

 اَيا باد سحرگاهي! اگر اين شب روز مي‌خواهي
از آن خورشيد خرگاهي برافکن دامن محمــــــــل

 گروهي همنشين من خلاف عقل و دين من
 بگيرند آستينِ من که دست از دامنش بگسـل

 ملامتگوي عاشق را چه گويد مردم دانــــا
 که حال غرقه در دريا نداند خفته بر ساحل

 ز عقل انديشه‌ها زايد که مردم را بفرســـــايد
 گرت آسودگي بايد برو عاشق شو اي عاقل

امروز با حافظ (یکشنبه 87/09/24)


         سالروز ولادت با سعادت امام علی النقی الهادی (ع) مبارک و خحسته باد .
ای که برماه از خط مشکین نقاب انداختی        لطف کردی سایه برآفتاب انداختی
تا چه خواهد کرد با ما آب و رنگ عارضت           حالیا نیرنگ نقشی خوش برآب انداختی

گوناگون

از سرچشمه زلال فرمايشات امام هادي (ع) :
*اعتبار مردم در دنيا به مال است و در آخرت به عمل.
**فروتنی در آن است كه با مردم چنان كنی كه دوست داری با تو چنان باشند .
**نارضایتی پدر و مادر ، كم توانی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت می كشاند .
**هر كه بر طریق خداپرستی محكم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبك آید، گر چه تكه تكه شود.
**اگر همه مردم مسیری را انتخاب كنند و در آن گام نهند ، من به راه كسی كه تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت
**شيطان به حضرت نوح عليه السلام گفت : اگر آدمي را بخيل يا حريص يا حسود و يا ستمگر و يا عجول يافتيم ، به سرعت او را به چنگ مي آوريم و اگر تمام اين صفات در او باشد – از ماست – و او را چون خود شيطان نافرمان مي ناميم

امروز باحافظ (شنبه 87/09/23)


دست در حلقه آن زلف دو تا نتوان کرد          تکیه بر عهد تو وباد صبا نتوان کرد
آنچه سعی است من اندر طلبت بنمایم         اینقدر هست که تغییر قضا نتوان کرد

گوناگون

آشنایی با سوره های قرآن مجید :
نام سوره : ص *** شماره سوره : 38 *** محل نزول : مکه *** تعداد آیه : 88 *** تعداد کلمه : 732 *** تعداد حروف : 3029
معني :از حروف مقطعه
علت نامگذاري :اولين آيه اين سوره مي باشد كه با حرف مقطعه «ص» آغاز مي شود.
نامهاي ديگر :ندارد
محتوي سوره :
•توحيد و مبارزه با شرك.
•  مسآله نبوّت پيامبر اسلام(ص) و سرسختي و لجاجت دشمنان مشرك(بيان موضع مخالفين و موافقين و رويارويي جبهه حق و باطل و سرانجام هر دو گروه.).
•  تاريخ زندگي و رسالت نه نفر از پيامبران از جمله داوود، سليمان و ايوب و بيان مشكلات آنها در زندگي و رسالت و مشكلات آنها در زندگي و دعوت به سوي خدا به عنوان درسي آموزنده براي مؤمنان در سختي ها.
•  سرنوشت كفار ظغيانگر در قيامت و جنگ و جدال آنها در دوزخ.
•  تذكّر به افراد بي ايمان و مشرك در مورد پايان كارشان.
•  آفرينش انسان و مقام والاي او در سجده كردن فرشتگان به آدم، دشمني هاي ابليس با بني آدم در جهت گمراه كردن و اينكه فقط مخلصين از دام شيطان رها مي شوند.
•  تهديد دشمنان لجوج تسلي براي پيامبر(ص) و اينكه او در دعوت خودش هيچ اجر و مزدي نمي خواهد.
ترتيب سوره :به ترتيب جمع آوري سي و هشتمين سوره است و به ترتيب نزول, سي و هفتمين سوره است كه بعد از سوره «قمر» و قبل از سوره «اعراف» نازل شده است.
داستانهاي سوره :داوود: 17 تا 26,سليمان: 30 تا 40,ايوب: 41 تا 44,طالوت و جالوت: 21 تا 26.
فضيلت سوره :امام محمد باقر(ع) فرمود: «كسي كه سوره صاد را در شب جمعه بخواند از خير دنيا و آخرت آنقدر از سوي خداوند به او بخشيده مي شود كه به هيچ كس داده نشده است.»

(منبع : سایت رادیو قرآن)

امروز با حافظ (جمعه 87/09/22)


ز در درآ و شبستان ما منور کن                  هوای مجلس روحانیان معطر کن
اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز           پیاله ای بدهش گو دماغ را تر کن

گوناگون

دمی با ابوسعید ابوالخیر:
اي آنكه به ملك خويش پاينده تويي
در دامن شب صبح نماينده تويي
 كار من بيچاره قوي بسته شده
بگشاي خدايا كه گشاينده تويي
==========================
 يارب مكن از لطف پريشان مارا
هر چند كه هست جرم وعصيان مارا
ذات تو غني وما همه محتاجيم
محتاج به غير خود مگردان مارا
==========================
يا رب تو چنان كن كه پريشان نشوم
محتاج به بيگانه وخويشان نشوم
بي منت خلق خود مرا روزي ده
تا از در تو بر در ايشان نشوم
==========================
غمناكم واز كوي تو با غم نروم
جز شاد ،اميدوار،خرم نروم
از در گه همچون تو كريمي هرگز
نوميد كسي نرفت ومن هم نروم

امروز با حافظ (پنجشنبه 87/09/21)


بدور لاله قدح گیر و بی ریا می باش             ببوی گل نفسی همدم صبا می باش
نگویمت که همه ساله می پرستی کن         سه ماه می خور و نه ماه پارسا می باش

گوناگون

پیوند با بزرگان
روباهی در نزد شتری که خوابیده بود آمد و با او طرح دوستی و رفاقت انداخت و اظهار داشت اگر اجازه بدهی من دوست دارم با تو وصلت نمایم و دُم خود را به دُم شما ببندم که دائما با شما باشم و آنی از شما جدا نشوم و این وصلت با شما را موجب افتخار خویش قرار دهم.
شتر گفت: ای روباه! صلاح تو نیست با بزرگرت از خود وصلت نمایی زیرا موجب زحمت تو خواهد شد. بهتر است با کوچکتر از خود وصلت و رفاقت کنی تا این که همیشه راحت و آسوده باشی و به زحمت نیفتی و مورد تمسخر و زیشخند مردم واقع نشوید.
روباه نصایح شتر را گوش نداد و در این باب به قدری اصرار کرد که شتر به او اجازه داد که دُم خود را به دُم شتر ببندد.
هنگامی که شتر برای چِرا برخاست روباه بین زمین و هوا به دُم شتر آویخته می رفت و شتر هم گاه گاهی پشکل می انداخت به سرو صورت روباه می خورد.
مردم حال روباه را که می دیدند بر او می خندیدند، روباه میگفت: وصلت بابزرگان موجب افتخار و سربلندی من می باشد . شما به جای آنکه در این وصلت مرا تحسین کنید. تمسخر می نمایید؟

(منهاج السرور)

امروز با حافظ (چهارشنبه 87/09/20)


چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری          خورد ز غیرت روی و هر گلی خاری
ز کفر زلف تو هر حلقه ای و آشوبی           ز سحر چشم تو هر گوشه ای و بیماری

گوناگون

مكه (شنبه 9 فروردین)
چهار و نيم صبح مكه بوديم. ديشب هشت و نيم از مدينه راه افتاديم. ماشين يك اتوبوس بود كه سقفش را برداشته بودند. لباس احرام را از مدينه پوشيده بوديم. و مراسم مسجد و بعد سوار شدن و آمدن و آمدن. سقف آسمان بر سر و ستاره‌ها چه پايين، و آسمان عجب نزديك. و من هيچ شبي چنان بيدار نبوده‌ام و چنان هشيار به هيچي زير سقف آن آسمان و آن ابديت، هر چه شعر كه از برداشتم خواندم ـ به زمزمه‌اي براي خويش ـ و هر چه دقيق‌تر كه توانستم در خود نگريستم تا سپيده دميد. و ديدم كه تنها «خسي» است و به «ميقات» آمده است و نه «كسي» و به «ميعادي». و ديدم كه «وقت» ‌ابديت است، يعني اقيانوس زمان. و «ميقات» در هر لحظه‌اي. و هر جا. و تنها با خويش. چرا كه «ميعاد» جاي ديدار تست با ديگري. اما «ميقات» زمان همان ديدار است و تنها با «خويشتن». و دانستم كه آن زنديق ديگر ميهنه‌اي يا بسطامي چه خوش گفت وقتي به آن زائر خانه خدا در دروازه نيشابور گفت كه كيسه‌هاي پول را بگذار و به دور من طواف كن و برگرد. و ديدم كه سفر وسيله ديگري است براي خود را شناختن. اين كه «خود» را در آزمايشگاه اقليم‌هاي مختلف به ابزار واقعه‌ها و برخوردها سنجيدن و حدودش را به دست آوردن كه چه

امروز با حافظ (سه شنبه 87/09/19)


                     عید سعید قربان ، عید عبودیت و بندگی الهی مبارک باد
بیا و کشتی ما در شط شراب انداز              خروش و ولوله در جان شیخ و شباب انداز
مرا به کشتی باده در افکن ای ساقی          که گفته اند نکوئی کن و در آب انداز

گوناگون

امروز با حافظ (سه شنبه 87/09/18)


هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک          گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک
مرا امید وصال تو زنده می مدارد               وگرنه هر دمم از هجر تست بیم هلاک

گوناگون

فرازی از دعای عرفه :
خدایا ! من شهادت می دهم با تمامی وجودم، از قله حقیقت ایمانم و از بلندای بنای محکم یقینم، با خلوص و صراحت توحیدی ام و از اعماق پوشیده ضمیرم، با بندبند رگهای دیدگانم و روشنایی چشمانم، با چینها و چروکهای صفحه پیشانی ام، با زوایای حفره های وجودم، با حرکت و سکونم و با رکوع و سجودم، خدای من! با همه اینها شهادت می دهم که اگر عمری جاودانه سرکنم و تمام هم و غم و تلاشم را بر شکرگزاری یکی از نعمتهای تو بگذارم. نمی توانم.
(التماس دعا )

امروز با حافظ (یکشنبه 87/09/17)


ای هد هد صبا به صبا می فرستمت            بنگر که از کجا به کجا می فرستمت
حیفست طایری چو تو در خاکدان غم          ز اینجا به آشیان وفا می فرستمت 

گوناگون

جادوی سکوت
من سکوت خویش را گم کرده ام
لاجرم در این هیاهو گم شدم
من که خود افسانه می پرداختم
عاقبت افسانه مردم شدم
ای سکوت ای مادر فریاد ها
ساز جانم از تو پر آوازه بود
تا در آغوش تو در راهی داشتم
چون شراب کهنه شعرم تازه بود
در پناهت برگ و بار من شکفت
تو مرا بردی به شهر یاد ها
من ندیدم خوشتر از جادوی تو
ای سکوت ای مادر فریاد ها
گم شدم در این هیاهو گم شدم
تو کجایی تا بگیری داد من
گر سکوت خویش را می داشتم
زندگی پر بود از فریاد من
(فریدون مشیری)

امروز با حافظ (شنبه 87/09/16)


      سالروز شهادت امام محمد باقر(ع) را تسلیت و تعزیت عرض می نمایم .
هر آنکه جانب اهل وفا نگه دارد                       خداش در همه حال از بلا نگه دارد
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست         که آشنا سخن آشنا نگه دارد

گوناگون

از سرچشمه زلال فرمایشات امام محمد باقر (ع) :هر که خوش نيت باشد ، روزي اش افزايش مي يابد.
خدا رحمت کند بنده اي را که علم را زنده مي کند.
راستي که خداوند شخص بد زبان بيهوده گوي را دشمن مي دارد.
دوستي قلبي برادرت را از اندازه دوستي قلبي خودت نسبت به او بفهم.
يکي از محبوبترين بندگان خدا در نزد خداوند کسي است که نيکوکار و بسيار توبه کننده باشد.
صبر کنید برگزاردن احکام شرع و شکیبایی ورزید در برابر دشمنتان و آماده و حاضر یراق باشید برای امامتان که در انتظار او هستید.

امروز با حافظ (جمعه 87/09/15)


بجان پیرخرابات و حق صحبت او                 که نیست در سر من جز هوای خدمت او
بهشت اگر چه نه جای گناه کارانست         بیار باده که مستظهرم به همت او

گوناگون

دمی با سعدی شیرین سخن :
 آن شب که تو در کنار مایی روزست    و آن روز که با تو می‌رود نوروزست
 دی رفت و به انتظار فردا منشین        دریاب که حاصل حیات امروزست
       ==================================
گویند هوای فصل آزار خوشست         بوی گل و بانگ مرغ گلزار خوشست
 ابریشم زیر وناله‌ی زار خوشست        ای بیخبران اینهمه با یار خوشست
      ==================================
خیزم بروم چو صبر نامحتملست           جان در قدمش کنم که آرام دلست
 و اقرار کنم برابر دشمن و دوست       کانکس که مرا بکشت از من بحلست

امروز با حافظ (پنجشنبه 87/09/14)


 یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد             به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
 آن جوانبخت که میزد رقم خیر و قبول         بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد

گوناگون

امثال و حکم
 قوز بالای قوز
 هنگامي كه يك نفر گرفتار مصيبتي شده و روي ندانم كاري مصيبت تازه‌اي هم براي خودش فراهم مي‌كند اين مثل را مي‌گويند.
 يك قوزي بود كه خيلي غصه مي‌خورد چرا قوز دارد؟ يك شب مهتابي از خواب بيدار شد خيال كرد سحر شده، بلند شد رفت حمام. از سر تون حمام كه رد شد صداي ساز و آواز به گوشش خورد. اعتنا نكرد و رفت تو. سر بينه كه داشت لخت مي‌شد حمامي را خوب نگاه نكرد و ملتفت نشد كه سر بينه نشسته. وارد گرمخانه كه شد ديد جماعتي بزن و بكوب دارند و مثل اينكه عروسي داشته باشند مي‌زنند و مي‌رقصند. او هم بنا كرد به آواز خواندن و رقصيدن و خوشحالي كردن. درضمن اينكه مي‌رقصيد ديد پاهاي آنها سم دارد. آن وقت بود فهميد كه آنها از ما بهتران هستند. اگرچه خيلي ترسيد اما خودش را به خدا سپرد و به روي آنها هم نياورد.از ما بهتران هم كه داشتند مي‌زدند و مي‌رقصيدند فهميدند كه او از خودشان نيست ولي از رفتارش خوششان آمد و قوزش را برداشتند. فردا رفيقش كه او هم قوزي بود از او پرسيد: «تو چكار كردي كه قوزت صاف شد؟» او هم ماوقع آن شب را تعريف كرد. چند شب بعد رفيقش رفت حمام. ديد باز حضرات آنجا جمع شده‌اند خيال كرد كه همين كه برقصد از ما بهتران خوششان مي‌آيد. وقتي كه او شروع كرد به رقصيدن و آواز خواندن و خوشحالي كردن، از ما بهتران كه آن شب عزادار بودند اوقاتشان تلخ شد. قوز آن بابا را آوردند گذاشتند بالاي قوزش آن وقت بود كه فهميد كار بي‌مورد كرده، گفت: «اي واي ديدي كه چه به روزم شد ـ قوزي بالاي قوزم شد!

امروز با حافظ (چهارشنبه 87/09/13)


 اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش           حریف خانه و گرمابه و گلستان باش
 شکنج زلف پریشان به دست باد مده            مگو که خاطر عشاق گو پریشان باش

گوناگون

دمی با ابوسعید ابوالخیر:
 دیشب که دلم ز تاب هجران میسوخت          اشکم همه در دیده‌ی گریان میسوخت
 میسوختم آنچنانکه غیر از دل تو                   بر من دل کافر و مسلمان میسوخت
           ===============================
عشق آمد و خاک محنتم بر سر ریخت             زان برق بلا به خرمنم اخگر ریخت
 خون در دل و ریشه‌ی تنم سوخت چنان         کز دیده بجای اشک خاکستر ریخت
            ===============================
آن یار که عهد دوستداری بشکست               میرفت و منش گرفته دامن در دست
 می‌گفت دگر باره به خواب‌م بینی                  پنداشت که بعد ازو مرا خوابی هست

امروز با حافظ (سه شنبه 87/09/12)


 هر که شد محرم دل در حرم یار بماند            و آنکه این کار ندانست در انکار بماند
 اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن           شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند

گوناگون

حکايت
 يکی از فضلا تعليم ملک زاده ای همی داد و ضرب بی محابا زدی و زجر قياس کردی . باری پسر از بی طاقتی شکايت پيش پدر برد و جامه از تن دردمند بر داشت . پدر را دل بهم آمد ، استاد را گفت که پسران آحاد رعيت را چندين جفا و توبيخ روا نمی داری که فرزند مرا ، سبب چيست ؟ گفت : سبب آنکه سخن انديشيده بايد گفت و حرکت پسنديده کردن همه خلق را علی العموم و پادشاهان را علی الخصوص ، بموجب آنکه بر دست و زبان ايشان هر چه رفته شود هر آينه به افواه بگويند و قول و فعل عوام الناس را چندان اعتباری نباشد.
 اگر صد ناپسند آمد ز دوريش
 رفيقانش يكى از صد ندانند
 اگر يك بذله گويد پادشاهى
 از اقليمى به اقليمى رسانند
 پس واجب آمد معلم پادشه زاده را در تهذيب اخلاق خداوند زادگان ، انبتهم الله نباتا حسنا ، اجتهاد از آن بيش کردن که در حق عوام.
 هر كه در خرديش ادب نكنند
 در بزرگى فلاح از او برخاست
 چوب تر را چنانكه خواهى پيچ
 نشود خشك جز به آتش راست
 ملک را حسن تدبير فقيه و تقرير جواب او موافق رای آمد ، خلعت و نعمت بخشيد و پايه منصب بلند گردانيد.
(گلستان سعدی-بابت هفتم : درتاثیر تربیت)

امروز با حافظ (دوشنبه 87/09/11)


 دیدم بخواب خوش که بدستم پیاله بود          تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
 چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت          تدبیر ما به دست شراب دو ساله بود

گوناگون

 نرگس غمزه زنش بر سر ناز است هنوز
 طره ي پرشكنش سلسله باز است هنوز
 عاشقان را سپه ناز براند از در دوست
 بر در دوست مرا روي نياز است هنوز
 خاك محمود شد از دست حوادث بر باد
 دردلش آتش سوداي اياز است هنوز
 هر كسي را سر كوي صنمي شد مقصود
 مقصد ساده دلان خاك حجاز است هنوز
 گرچه شد عمر من از خط تو كوتاه ولي
 دست اميد به زلف تو دراز است هنوز
 مسجد حسن تو ازخط شده ويران ليكن
 طاق ابروي تو محراب نماز است هنوز
 روزي اي گل به چمن چشم گشودي از ناز
 چشم نرگس به تماشاي تو باز است هنوز
 زين تحسر كه چرا سوخت پر پروانه
 شمع دل سوخته در سوز و گداز است هنوز
 باز شد شهپر مرغان گرفتار، بهار
بستگي هاست كه در ديده باز است هنوز
 (ملك الشعرا بهار)

امروز با حافظ (یکشنبه 87/09/10)


  اول ذیحجه سالروز پیوند آسمانی حضرت علی (ع) و فاطمه زهرا(س)  گرامی باد
ای سرو باغ حسن که خوش میروی به ناز         عشاق را به ناز تو هر لحظه صد نیاز
فرخنده باد طلعت خوبت که در ازل                    ببریده اند بر قد سروت قبای ناز

گوناگون

نحوي و كشتيبان
 مردي كه علم نحو مي دانست و آدمي خودپرست و مغرور بود، روزي به كشتي سوار شد. در كشتي به كشتيبان گفت:( آيا از علم نحو چيزي خوانده اي؟) كشتيبان گفت:( خير چيزي از نحو نميد انم.) دانشمند علم نحو گفت:( اگر اين علم را نمي داني نصف عمر تو بر باد رفت.) آن موقع كشتيبان كه از سخن آن شخص دل شكسته و افسرده شده بود چيزي نگفت . اتفاقا :
 باد كشتي را به گردابي فكند        گفت كشتيبان به آن نحوي بلند
 هيچ داني از شنا كردن بگو           گفت : ني اي خوش جواب خوش رو
 كشتيبان موقع را مناسب دانست و گفت: پس تمام عمرت از دست رفت زيرا الان كشتي در غرقاب و گرداب مي افتد و همه را غرق مي كند.
 مولانا ميگويد: آنچه مهم است محو و فناي هستي و خودبيني و پرداختن به حق است چنان كه ا زخود و خودپرستي نشاني نماند.
 ما از دانش ناچيزخود و مقداري الفاظ و اصطلاحات سرشار از غرور مي شويم و اگر با اين غرور به سوي معرفت خداوند متعال قدم برداريم، مثل كسي هستيم كه با كوزه پر به دجله مي رود و نميتواند از دجله آب بردارد. به گفته سعدي در بوستان:
 تو از خود پري ، زان تهي مي روي          تهي آي ، تا پرمعاني شوي.
(مثنوي معنوي- مولانا)

امروز با حافظ (شنبه 87/09/09)


سالروز شهادت جوادالائمه امام محمد تقی (ع) را تسلیت و تعزیت عرض می نمایم.
 ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر        زار و بیمار غمم راحت جانی به من آر
قلب بی حاصل ما را بزن اکسیر مراد           یعنی از خاک در دوست نشانی به من آر

گوناگون

از چشمه زلال فرمایشات جوادالائمه امام محمد تقی (ع) :
 *کسي که ستمي کند به سبب آن ستم، در جانش يا مالش يا فرزندانش به گرفتاري مي افتد
 **سه چيز است که بنده را به رضوان خدا مي رساند : 1 - زيادي استغفار ، 2 - نرمخويي ، 3 - صدقه بسيار دادن
 ***مؤمن نياز دارد به توفيقي از طرف خدا ، و به پندگويي از طرف خودش ، و به پذيرش از کسي که او را نصيحت کند
 ****سه چيز است که هر کس آن را مراعات کند، پشميان نگردد: 1. اجتناب از عجله 2. مشورت کردن 3. توکل بر خدا در هنگام تصميم گيري

امروز با حافظ (جمعه 87/09/08)


تا سر زلف تو بر دست نسیم افتاده است     دل سودا زده از غصه دو نیم افتاده است
چشم جادوی توخودعین سوادسحرست    لیکن این هست که این نسخه سقیم افتاده است

گوناگون

 الهی !
 دلي ده كه در شكر تو جان بازيم و جاني ده كه كار آن جهان سازيم
 الهی!
 دانايي ده كه از راه نيفتيم و بينايي ده كه در چاه نيفتيم.
 الهي!
 دستم گير كه دست آويز ندارم و عذرم بپذير كه پاي گريز ندارم.
 الهي!
 نگاهدار تا پشيمان نشويم و به راه آر كه سرگردان نشويم.
 الهي!
 تو بساز كه ديگران ندانند و تو نواز كه ديگران نتوانند.
 (خواجه عبدالله انصاری)

امروز باحافظ (پنجشنبه 87/09/07)


بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند         که به بالای چمان از بن و بیخم برکند
حاجت مطرب و می نیست تو برقع بگشا         که برقص آوردم آتش رویت چو سپند

گوناگون

امثال و حکم
 شما هم شهر آباد كن نيستيد
 دهي بود كه چند خانوار داشت از قضا آنها هم كوچ كردند به جاي ديگري رفتند و فقط يك خروس و يك سگ در ده جا ماندند روباهي آن طرف‌ها بود كه مي‌خواست خروس را بگيرد، خروس چون از قضيه باخبر شد پيش سگ رفت و گفت: «روباه مي‌خواد منو بگيره و بخوره چكار كنم؟» سگ گفت: «من در گوشه‌اي مي‌خوابم تو هم يك تكه فرش بينداز رو من خودتم روي او بخواب و طوري نشون بده كه لونه‌ات همين جاست تا روباه خواست بياد ترو بخوره من بلند ميشم و اونو مي‌گيرم». مدتي كه از شب گذشت روباه دندان تيز كرد و به سراغ خروس آمد و تا خواست كه خروس را بگيرد سگ به او حمله كرد و دمش را از بيخ كند. روباه وقتي دمش كنده شد و از حيله‌اي كه به كارش كرده بودند خبردار شد رو كرد به خروس و گفت: «من با اين دم كنده ميرم ولي شما هم شهر آباد كن نيستين و اين ولايت با شما دو نفر آباد بشو نيست.

امروز با حافظ (چهارشنبه 87/09/06)


دوش سودای رُخش گفتم ز سر بیرون کنم        گفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم
قامتش راسرو گفتم سرکشیدازمن به خشم    دوستان از راست میرنجد نگارم چون کنم

گوناگون


امروز با حافظ (سه شنبه 87/09/05)


آنکه با سنبل او غالیه تابی دارد                  باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد
از سر کشته خود می گذری همچون باد      چه توان کرد که عمرست و شتابی دارد

گوناگون

اندر احوال سهل تستري
و آن روز که وفات او نزديک رسيد چهارصد مرد مريد داشت آن مردان مرد بر سر بالين او بودند . گفتند : بر جای تو ، که نشيند و بر منبر تو کی سخن گويد ؟ گبری بود که او را شاددل گبر گفتند ی ، پير ، چشم باز کرد و گفت بر جای من شاددل نشيند . خلق گفتند :مگر اين پير را عقل تفاوت کرده است ، کسی را که چهارصد مرد عالم دين دار شاگرد دارد او گبری را بر جای خود نصب کند ؟ او گفت : شور در باقی کنيد برويد و آن شاددل را بنزد من آريد . بياوردند چون نظر شيخ بر شاددل افتاد گفت : چون روز سوم از وفات من بگذرد بعد از نماز ديگر بر منبر رو و بجای من بنشين و خلق را سخن بگوی و وعظ کن . شيخ اين بگفت و درگذشت . روز سوم بعد از نماز ديگر چندان مردم جمع شدند ، شاددل بيامد و بر منبر شد و خلق نظاره می کردند تا خود اين چيست ؟ گبری و کلاه گبری بر سر و زناری بر ميان بسته . گفت :مهتر شما ، مرا بشما رسول کرده است و مرا گفت با شاددل گاه آن نيامد که زنار گبر ببری؟ گفت : اکنون بريدم و کارد بر نهاد و زنار را ببريد و گفته است که گاه آن نيامد که کلاه گبری از سر بنهی ؟ گفت اينک نهادم و گفت : اشهد ان لا الاالله و اشهد ان محمدا رسول الله . پس گفت شيخ گفته است که بگوی که اين پير شما بود و استاد شما بود نصيحت کرد و نصيحت استاد خود پذيرفتن شرط هست . اينک شاددل زنار ظاهر ببريد اگر خواهيد که ما را بقيامت ببينيد بجوانمردی بر شما که همه زنارهای باطن راببريد . اين بگفت قيامتی از آن قوم برآمد و حالاتی عجب ظاهر شد
.
(تذكرة الاولياء- عطار نیشابوری)

امروز با حافظ (دوشنبه 87/09/04)


بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع                 شمع خاور فکند بر همه اطراف شعاع
برکشد آینه از جیب افق چرخ و در آن         بنماید رخ گیتی به هزاران انواع

گوناگون

حکايت
 بازرگانی را شنيدم که صد و پنجاه شتر بار داشت و چهل بنده خدمتکار. شبی در جزيره کيش مرا به حجره خويش آورد . همه شب نيازمند از سخنهای پريشان گفتن که فلان انبازم به ترکستان و فلان بضاعت به هندوستان است و اين قباله فلان زمين است و فلان چيز را فلان ضمين . گاه گفتی : خاطر اسکندريه دارم که هوايی خوش است . باز گفتی : نه ، که دريای مغرب مشوش است ؛ سعديا ، سفری ديگر در پيش است ، اگر آن کرده شود بقيت عمر خويش به گوشه بنشينم. گفتم : آن کدام سفرست ؟ گفت : گوگرد پارسی خواهم بردن به چين که شنيدم قيمتی عظيم دارد و از آنجا کاسه چينی به روم ارم و ديبای رومی به هند و فولاد هندی به حلب و آبگينه حلبی به يمن و برد يمانی به پارس و زان پس ترک تجارت کنم و به دکانی بنشينم. انصاف ، ازين ماخوليا چندان فرو گفت که بيش طاقت گفتنش نماند . گفت : ای سعدی ، تو هم سخنی بگوی از آنها که ديده ای و شنيده. گفتم:
 آن شنيدستى كه در اقصاى غور
 بار سالارى بيفتاد از ستور
 گفت : چشم تنگ دنيادوست را
 يا قناعت پر كند يا خاك گور
 (گلستان سعدی – باب سوم در فضیلت قناعت)

امروز با حافظ (یکشنبه 87/09/03)


بالا بلند عشوه گر نقش باز من                کوتاه کرد قصه زهد دراز من 
دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم         با من چه کرد دیده معشوقه باز من

گوناگون

وعده ي خوبان
 دلخوشم از وعده اي كان ماه با ما مي كند
 گرچه در ايفاي آن امروز و فردا مي كند
 هر كه را با دلبري پيمان شكن افتاده كار
 وندر اين پيمان شكن دلبر چه با ما مي كند
 تا نگردم چيره بر او تند خويي مي كند
 تا نباشم نا اميد از او مدارا مي كند
 جاي جنگ و آشتي داند ولي ز افسونگري
 قهر بي جا، ناز بي جا، مهر بيجا مي كند
 (حبيب يغمائي)

امروز با حافظ (شنبه 87/09/02)


به سِّر جام جم آنگه نظرتوانی کرد                    که خاک میکده کحل بصر توانی کرد
 مباش بی می و مطرب که زیر طاق سپهر        بدین ترانه غم از دل به در توانی کرد

گوناگون

آشنایی با سوره های قرآن کریم :
 نام سوره : صافات *** شماره سوره : 27 **** محل نزول : مکه **** تعداد آیه : 182 *** تعداد کلمه : 820 **** تعداد حروف : 2823
 معني : به صف كشيده ها(فرشتگان صف كشيده)
 علت نامگذاري : آيه اول سوره مي باشد كه خداوند به فرشتگان صف كشيده(يا صفوف منظم پيكار گران و يا صفوص نمازگزاران) سوگند ياد كرده است.# نامهاي ديگر : ندارد
 محتوي سوره :
 • كفار و انكار نبوّت و معاد و عاقبت كار آنها در قيامت.
 • بحث كفار با يكدسگر در قيامت و انداختن گناه به گردن هم و گرفتاري تمام آنها در چنگال عذاب الهي.
 • نعمتهاي مهم بهشتي و لذّات و زيباييها و شادي بهشتيان.ة تاريخ پيامبران بزرگي مانند: نوح(ع)، ابراهيم(ع)، اسحاق(ع)، موسي(ع)، هارون(ع)، الياس(ع)، لوط(ع)،و يونس(ع) به صورت فشرده بسيار مؤثر.
 • شرح مراحل كختلف رسالت حضرت ابراهيم(ع) به صورت مشروح و امتحان او در فرمان ذبح اسماعيل.
• كوبيدن و نكوهش بدترين نوع شرك يعني اعتقاد به رابطه خويشاوندي ميان خدا و جن و خدا و فرشتگان.
 • پيروزي لشكر كفر حق بر لشكر و شرك و نفاق و گرفتار شدن آنها در چنگال عذاب الهي.
 • تنزيه و تقديس پروردگار از نسبتهاي ناروا.
 ترتيب سوره : به ترتيب جمع آوري سي و هفتمين سوره است و به ترتيب نزول, پنجاه و پنجمين سوره است كه بعد از سوره «انعام» و قبل از سوره «لقمان» نازل شده است.
 داستانهاي سوره :نوح:75 تا 82, ابراهيم و اسحاق: 83 تا 119,الياس: 123 تا 129, لوط: 133 تا 138, يونس: 139 تا 149.
 فضيلت سوره : امام صادق(ع) فرمود: «كسي كه سوره صافات را در هر روز جمعه بخواند از هر آفتي محفوظ مي ماند, وهر بلايي در زندگي دنيا از او دفع مي گردد, خداوند وسيعترين روزي را در اختيارش مي گذارد و او را در مال و فرزندان و بدن گرفتار شيطان رجيم و گردنكشان نمي سازد و اگر در آن روز و شب از دنيا برود خداوند او را شهيد مبعوث مي كند و او را در بهشت با شهدا هم درجه مي سازد»
 (منبع : سایت رادیو قرآن)

امروز با حافظ (جمعه 87/09/01)


ترسم كه اشك در غم ما پرده در شود          وين راز سر به مهر به عالم سمر شود
گويند سنگ لعل شود در مقام صبر               آري شود وليك به خون جگر شود

گوناگون

يآ اَيُّهَا الاِنْسانُ مآ غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَريمِ

اي انسان چه باعث شد كه به خداي كريم و بزرگوار خود مغرور گشتي؟
                                                                                      (سوره الانفطار- آيه 6)