گوناگون
حکايت
زاهدی مهمان پادشاه شد، چون به طعام بنشستند کمترازآن خورد که ارادت او بود و چون به نمازبرخاستند . بيش از آن کرد که عادت او تا ظن صلاحيت در حق او زيادت کنند.
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
کاين ره که تو می روی به ترکستان است
چون به مقام خويش آمد سفره خواست تا تناولی کند. پسری صاحب فراست داشت گفت : ای پدر باری به مجلس سلطان در طعام نخوردی؟ گفت : در نظر ايشان چيزی نخوردم که بکار آيد . گفت : نماز را هم قضا کن که چيزی نکردی که بکار آيد .
اى هنرها گرفته بر كف دست
عيبها برگرفته زير بغل
تا چه خواهى گرفتن اى مغرور
روز درماندگى به سيم دغل
(گلستان سعدی- باب دوم در اخلاق پارسایان)
زاهدی مهمان پادشاه شد، چون به طعام بنشستند کمترازآن خورد که ارادت او بود و چون به نمازبرخاستند . بيش از آن کرد که عادت او تا ظن صلاحيت در حق او زيادت کنند.
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
کاين ره که تو می روی به ترکستان است
چون به مقام خويش آمد سفره خواست تا تناولی کند. پسری صاحب فراست داشت گفت : ای پدر باری به مجلس سلطان در طعام نخوردی؟ گفت : در نظر ايشان چيزی نخوردم که بکار آيد . گفت : نماز را هم قضا کن که چيزی نکردی که بکار آيد .
اى هنرها گرفته بر كف دست
عيبها برگرفته زير بغل
تا چه خواهى گرفتن اى مغرور
روز درماندگى به سيم دغل
(گلستان سعدی- باب دوم در اخلاق پارسایان)
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۷ ساعت 6:2 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ