آخرين هديه
با خود انديشيد : هر چه داشتم فداي معشوق کردم ... ديگر چيزي نمانده است ... دستانم خالي است ...
هر چه داشتم به پاي عشق ريختم ... ناگهان صدايي از خيمه به گوش رسيد ... به ياد آورد هنوز هديه اي کوچک براي تقديم به معشوق دارد ...
به خيمه رفت و علي اصغر را با خود آورد ...
((برگرفته از وبلاگ :چیزی شبیه زندگی))
هر چه داشتم به پاي عشق ريختم ... ناگهان صدايي از خيمه به گوش رسيد ... به ياد آورد هنوز هديه اي کوچک براي تقديم به معشوق دارد ...
به خيمه رفت و علي اصغر را با خود آورد ...
((برگرفته از وبلاگ :چیزی شبیه زندگی))
+ نوشته شده در دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۵ ساعت 7:34 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ