اندر احوال داود طايي
از مادرش حال وفات او پرسيدند. گفت :( همه شب نماز مي كرد. آخر شب سر به سجده نهاد و بر نداشت. مرا دل مشغول شد. گفتم: اي پسر وفت نماز است. چون نگاه كردم وفات كرده بود.) بعد از آن خوابش ديدند كه در هوا مي پريد. و مي گفت :( اين ساعت از زندان خلاص يافتم.) بيننده بيامد تا خواب با اوگويد. وفات كرده بود. و پس از مرگ او از آسمان آوازي آمدكه(داود به مقصود رسيد) . ( تذكرة الاولياء)
+ نوشته شده در سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۵ ساعت 6:29 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ