نقل است كه گفت:نيت كردم كه هيچ نخورم مگر از حلال. در بيابان مي رفتم. درخت انجير ديدم. دست دراز كردم تا يك انجير باز كنم. انجير با من به سخن آمد و گفت:يا شبلي وقت خويش نگاه دار كه مُلك جهودانم. (تذكرة الاولياء)