جنيد
اندر احوال جنيد
نقل است كه جنيد را دربصره مريدي بود.در خلوت مگر انديشه گناهي كرد ودر آينه نگاه كرد و روي خود سياه ديد.متحيرشد.هر حليت كه كرد سود نداشت.ازشرم روي به كس ننمود تا سه روز برآمد.پاره پاره آن سياهي كم مي شد.ناگاه يكي دربزد.گفت: كيست؟
گفت: نامه اي آورده ام از جنيد.
نامه برخواند.نوشته بود:چرا در حضرت عزت با ادب نباشي؟سه شبانه روز است تا مرا گازري(رختشويي)مي بايد كرد تا سياهي رويت به سپيدي بدل شود. ( تذكرة الاولياء)
نقل است كه جنيد را دربصره مريدي بود.در خلوت مگر انديشه گناهي كرد ودر آينه نگاه كرد و روي خود سياه ديد.متحيرشد.هر حليت كه كرد سود نداشت.ازشرم روي به كس ننمود تا سه روز برآمد.پاره پاره آن سياهي كم مي شد.ناگاه يكي دربزد.گفت: كيست؟
گفت: نامه اي آورده ام از جنيد.
نامه برخواند.نوشته بود:چرا در حضرت عزت با ادب نباشي؟سه شبانه روز است تا مرا گازري(رختشويي)مي بايد كرد تا سياهي رويت به سپيدي بدل شود. ( تذكرة الاولياء)
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۴ ساعت 0:14 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ