شاه شجاع كرماني
اندراحوال شاه شجاع كرماني
توضيح:در غزل حافظ ديروز ذكري از يكي ازعارفان بزرگ يعني شاه شجاع كرماني شده بود كه دوست عزيز بزرگ بهآن اشاره اي فرموده بودند بنابراين مناسب ديدم كه اينجا يكي از كرامات اين عارف را بيان نمايم.
نقل است كه ميان شاه شجاع و يحي معاذ دوستي بود.در يك شهر جمع شدندو شاه به مجلس يحيي حاضرنشدي.گفتند:چرانيايي؟گفت:صواب در آن است.
الحاح كردند تا يك روز برفت و در گوشه اي بنشست. سخن بر يحيي بسته شد.گفت:كسي حاضر است كه به سخن گفتن از من اوليتر است. شاه گفت:من گفتم كه آمدن من مصلحت نيست. ( تذكرة الاولياء)
توضيح:در غزل حافظ ديروز ذكري از يكي ازعارفان بزرگ يعني شاه شجاع كرماني شده بود كه دوست عزيز بزرگ بهآن اشاره اي فرموده بودند بنابراين مناسب ديدم كه اينجا يكي از كرامات اين عارف را بيان نمايم.
نقل است كه ميان شاه شجاع و يحي معاذ دوستي بود.در يك شهر جمع شدندو شاه به مجلس يحيي حاضرنشدي.گفتند:چرانيايي؟گفت:صواب در آن است.
الحاح كردند تا يك روز برفت و در گوشه اي بنشست. سخن بر يحيي بسته شد.گفت:كسي حاضر است كه به سخن گفتن از من اوليتر است. شاه گفت:من گفتم كه آمدن من مصلحت نيست. ( تذكرة الاولياء)
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۴ ساعت 6:23 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ