نقلست جنيد گفت :سری مرا روزی از محبت پرسيد . گفتم : گروهی گفتند موافقت است و  گروهی گفتند اشارت است و چيزهای ديگر گفته است . سری پوست دست خويش بگرفت و بکشيد از دستش برنخاست . گفت : بعزت او که اگر گويم اين پوست از دوستی او خشک شده است راست گويم و از هوش بشد و روی او چون ماه گشت . (تذكرة الاولياء)