اندر احوال سری سقطی
نقلست جنيد گفت :سری مرا روزی از محبت پرسيد . گفتم : گروهی گفتند موافقت است و گروهی گفتند اشارت است و چيزهای ديگر گفته است . سری پوست دست خويش بگرفت و بکشيد از دستش برنخاست . گفت : بعزت او که اگر گويم اين پوست از دوستی او خشک شده است راست گويم و از هوش بشد و روی او چون ماه گشت . (تذكرة الاولياء)
+ نوشته شده در شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۵ ساعت 5:11 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ