اندر احوال سری سقطی
نقلست که سری خواست که يکی از اوليا را بيند . پس باتفاق يکی را بر سر کوهی بديد چون بوی رسيد ، گفت : السلام عليک تو کيستی ؟ گفت : او . گفت : تو چه می کنی ؟گفت : او.گفت : تو چه می خوری؟ گفت : او . گفت : اين که می گويی او ، ازين خدای را می خواهی ؟ اين سخن بشنيد نعره ای بزد و جان بداد. (تذكرة الاولياء)
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۸۵ ساعت 7:45 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ