اندر احوال احمد خضرويه
نقلست که گفت يکبار بباديه بر توکل براه حج درآمدم . پاره ای برفتم ، خار مغيلان در پايم شکست . بيرون نکردم گفتم توکل باطل مي شود همچنان لنگان لنگان بمکه رسيدم و حج بگزاردم و همچنان بازگشتم و جمله راه از وی چيزی بيرون می آمد و من به رنجی تمام می رفتم . مردمان بديدندو آن خار از پايم بيرون کردند . پايم مجروح شد . (تذكرة الاولياء)
+ نوشته شده در یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۵ ساعت 4:46 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ