اندر احوال سری سقطی
نقلست که يکبار يعقوب عليه السلام را بخواب ديد . گفت : ای پيغامبر خدای اين چه شور است که از بهر يوسف در جهان انداخته ای ؟ چون ترا بر حضرت بار هست حديث يوسف را برباد ده . ندای بسرسرّي رسيد که يا سّری دل نگاه دار و يوسف را به وی نمودند، نعره ای بزد و بيهوش شد و سيزده شبانروز بی عقل افتاده بود . چون بعقل باز آمد . گفتند : اين جزای آنکس است که عاشقان درگاه ما را ملامت کند . (تذكرة الاولياء)
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۵ ساعت 4:9 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ