چون اجلش نزديک آمد بگريست و گفت : مرگ به آرزو خواستم ، اکنون مرگ سخت است . کاشکی همه سفر چنان بودی که به عصايی و رکوه ای راست شدی. ولکن القدوم علی الله شديد . به نزديک خدای شدن آسان نيست و هرگاه که سخن مرگ و استيلای او شنيدی چند روزاز خود برفتی و به هرکه رسيدی ، گفتی : استعدللموت قبل نزوله . ساخته باش مرگ را بيش از آنکه ناگاه تورا برگيرد . از مرگ چنين می ترسيدو به آرزوی می خواست و در آن وقت يارانش می گفتند : خوشت باد در بهشت . و او سرمی جنبابند که :چه می گوييد ؟ بهشت هرگز به من نرسد يا به چون من کسی دهند . (تذكرة الاولياء)