اندر احوال فتح موصلي
ابو عبدالله بن جلا گويد که در خانه سِرّی بودم چون پاره ای از شب بگذشت جامه های پاکيزه در پوشيد و ردا برافکند . گفتم : دراين وقت کجا می روی ؟گفت : به عيادت فتح موصلی .چون بيرون آمد عسس(نگهبان) بگرفتش و بزندان برد . چون روز شد فرمودند که محبوسان را چوب زند . چون جلاد دست برداشت تا او را بزند . دستش خشک شد . نتوانست جنبانيدن . جلاد را گفتند چرا نمی زنی؟گفت : پيری برابر من ايستاده است و می گويد تا براو نزنی ، دست من بی فرمان شد بنگريستند فتح موصلی بود ، سِرّی را نزد او بردند و رها کردند . (تذكرة الاولياء)
+ نوشته شده در یکشنبه ۹ مهر ۱۳۸۵ ساعت 6:21 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ