ابوتراب نخشبي
مي گويند:باجمعي از دوستان در باديه بود يكي از ياران گفت:مرا تشنه است.(ابوتراب)پاي برزمين زد.چشمه اي آب پديد آمد.مردگفت:مرا چنان آرزوست كه به قدح بخورم.دست برزمين زد و قدحي برآمدازآبگينه سپيدكه از آن نيكوتر نباشد.وي از آن آب بخورد و ياران را آب داد و آن قدح تا به مكه با ايشان بود. ( تذكرة الاولياء)
+ نوشته شده در پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۸۵ ساعت 0:18 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ