. پس از مرگ او را به خواب ديدند . گفتند : چون صبر کردی با وحشت و تاريکی گور؟ گفت : گور من مرغزاری است از مرغزارهای بهشت . ديگری به خواب ديد . گفت : خدای با تو چه کرد ؟ گفت : يک قدم بر صراط نهادم ، و ديگر در بهشت . ديگری به خواب ديد که در بهشت از درختی به درختی می پريد . پرسيد اين به چه يافتی؟گفت : به ورع . (تذكرة الاولياء)