اندر احوال احمد خضرويه
. نقلست که يکی از بزرگان گفت :احمد خضرويه را ديدم در گردونی نشسته به زنجيرهای زرين ، آن گردون را فرشتگان می کشيدند در هوا . گفتم شيخا بدين منزلت بکجا می بری ؟ گفت بزيارت دوستی ، گفتم ترا با چنين مقامی بزيارت کسی می بايد رفت ؟ گفت اگر من نروم او بيايد درجه زيارت او را بود نه مرا. (تذكرة الاولياء)
+ نوشته شده در جمعه ۲۴ شهریور ۱۳۸۵ ساعت 7:7 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ