اندر احوال سهل تستري
نقلست که سهل روزی نشسته بود با ياران مردی آنجا بگذشت سهل گفت اين مرد سّری دارد تا بنگريستند مرد رفته بود .چون سهل وفات کرد مريدی برسر گور وی نشسته بود . آن مرد بگذشت مريد گفت : خواجه اين پير که درين خاکست گفته است که تو سّری داری بحق . آن خداوند که ترا اين سّر داده است که چيزی بما نمايی . آن مرد بگورستان سهل اشارت کرد که ای سهل بگوی . سهل در گور بآواز بلند بگفت : لااله الا الله وحده لا شريک له . گفت : می گويند که هرکه اهل لااله الاالله بود او را تاريک گور نبود ، راست است يا نه ؟سهل از گور آواز داد و گفت راست است . (تذكرة الاولياء)
+ نوشته شده در سه شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۵ ساعت 5:58 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ