نقلست که روزی معروف را مسافری رسيد در خانقاه و قبله را نمی دانست روی بسوئی ديگر کرد و نماز کرد . چون وقت نماز درآمد ، اصحاب روی سوی قبله کردند و نماز کردند آن مسافر خجل شد . گفت : آخر مرا چرا خبر نکرديد ؟ شيخ گفت :ما درويشيم و درويش را با تصرف چه کار؟ آن مسافر را چندان مراعات کرد که صفت نتوان کرد. (تذكرة الاولياء)