اندر احوال معروف كرخي
نقلست که روزی معروف را مسافری رسيد در خانقاه و قبله را نمی دانست روی بسوئی ديگر کرد و نماز کرد . چون وقت نماز درآمد ، اصحاب روی سوی قبله کردند و نماز کردند آن مسافر خجل شد . گفت : آخر مرا چرا خبر نکرديد ؟ شيخ گفت :ما درويشيم و درويش را با تصرف چه کار؟ آن مسافر را چندان مراعات کرد که صفت نتوان کرد. (تذكرة الاولياء)
+ نوشته شده در شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۵ ساعت 6:23 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ