اگر چون دعوت می کنی کسی نیست که بیاید، تنها گردش کن. اگر کسی نیست که با تو سخن بگوید، و همه چهره های رنگ پریده شان را بر می گردانند، سفره ی دل باز کن و تنها سخن بگو. اگر کسی نیست که با تو همسفر شود، و همه ترا ترک می گویند و می روند، بر خار و خَسَکِ راه گام نِه و تنها غرقه در خون شو. اگر کسی نیست که در شب توفانی چراغ بر افروزد، و درهای خانه هایشان را به روی تو می بندند، دل خود با آذرخش روشن کن و تنها بسوز.

"رابیندرانات تاگور"