بیست و نهم خرداد ماه سالروز شهادت دکتر علی شریعتی را گرامی می داریم
اي آزادي،
تو را دوست دارم، به تو نيازمندم، به تو عشق مي ورزم، بي تو زندگي دشواراست، بي تو من هم نيستم ؛ هستم ، اما من نيستم ؛ يک موجودي خواهم بود توخالي ، پوک ، سرگردان ، بي اميد ، سرد ، تلخ ، بيزار ، بدبين ، کينه دار ، عقده دار ، بيتاب ، بي روح ، بي دل ، بي روشني ، بي شيريني ، بي انتظار ، بيهوده ، مني بي تو
يعني هيچ! ...
اي آزادي، من از ستم بيزارم، از بند بيزارم، از زنجير بيزارم، از زندان بيزارم، از حکومت بيزارم، از بايد بيزارم، از هر چه و هر که تو را در بند مي کشد بيزارم.
اي آزادي، چه زندان ها برايت کشيده ام !
و چه زندان ها خواهم کشيد و چه شکنجه ها تحمل کرده ام و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد.
اما خود را به استبداد نخواهم فروخت، من پرورده ي آزادي ام، استادم علي است، مرد بي بيم و بي ضعف و پر صبر، و پيشوايم مصدق، مرد آزاد، مرد، که هفتاد سال براي آزادي ناليد.
من هرچه کنند، جز در هواي تو دم نخواهم زد. اما، من به دانستن از تو نيازمندم، دريغ مکن، بگو هر لحظه کجايي چه مي کني؟ نا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟ ...

« دکتر علي شريعتي »