گوناگون
بـه سـودای تـو مـشـغـولـم ز غـوغـای جهـان فارغ ز هــجــر دائــمــی ایــمــن ز وصــل جــاودان فارغ
بلند و پست و هجر و وصل یکسان ساخته بر خود ورای نــور و ظـلـمــت از زمـیـن و آسـمان فارغ
ســخــن را شــســتـه دفـتـر بـر سـر آب فـرامـوشـی چـو گـل از پـای تـا سـر گـوش امـا از زبـان فارغ
کــمــان را زه بــریــده، تــیـر را پـیکان و پـرکـنـده سـپـر افـکـنـده خـود را کـرده از تـیـر وکـمـان فارغ
عـجـب مـرغـی نـه جایی در قفس نی از قفس بیرون ز دام و دانـه و پـروازگـاه و آشـیان فارغ
بـرون از مـردن و از زیـسـتـن بـس بـلـعـجـب جـایی کـه آنـجـا مـیتـوان بودن ز ننگ جسم و جان فارغ
بـه شـکلی بند و خرسندی به نامی تابه کی وحشی بــیا تــا در نــوردم گـردم از نـام و نـشـان فـرغ
(وحشی بافقی)
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۱ ساعت 10:35 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ