گردبادي نمودار بر گُرده خاك . قامت افراشته ، پيچان و دمان . دست بر كلاه ها تا باد بر نكندّشان . پلكها بسته و روي پنهان از كوبش مشتامشت شن و خاك . تاب فشار باد به هر قدر . اسبها واپس نبايد بشكنند. بايد ، اگر شده ، از پيچ باد تن را كنار كشانيد . غير از اين ، بايد خميد بر زين و تن ثقيل نگاه داشت تا باد بگذرد . گردباد مي گذشت و گذشت، اگر چه نيروي ديو داشت . بي پشت و بي پي سر و بي پسله قامت بر خاك مي افراشت ، تن به جنون مي پيچانيد و كله پر باد و پر آشوب مي توفيد و مي گذشت . قدرت گذرا ، بي دوام ؛ پس گم مي شد .
(كليدر - محمود دولت آبادي - ج 8)