اندر احوال حبيب عجمي
نقل است که حبيب را خانه ای تاريک بود . سوزنی در دست داشت ، بيفتاد و گم شد . در حال خانه روشن گشت . حبيب دست بر چشم نهاد . گفت :نی ، نی ! جز به چراغ باز ندانم جست . (تذكرة الاولياء)
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۵ ساعت 6:31 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ