گوناگون
اگر چه روز من و روزگار مي گذرد
دلم خوش است که با ياد يار مي گذرد
چه قدر خاطره انگيز و شاد رؤيايي است
قطارعمر که در انتظار مي گذرد
به ناگهان يک لحظه عبورسپيد
خيال مي کنم آن تک سوار مي گذرد
کسي که آمدني بود و هست، مي آيد
بدين اميد، زمستان، بهار مي گذرد
نشسته ايم به راهي که از بهشت اميد
نسيم رحمت پروردگار مي گذرد
به شوق زنده شدن، عاشقانه مي ميرم
دوباره زيستنم زين قرار مي گذرد
(محمدتقي جمالي)
+ نوشته شده در جمعه ۱۶ دی ۱۳۹۰ ساعت 9:12 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ