گوناگون
اي طلوع چشمهايت ديدني
خوشه لبخندهايت چيدني
کاشکي مي آمدي از دورها
با نگاهي روشن و بخشيدني
من شدم در دستهاي گرم تو
مثل گلهاي چمن باليدني
مي شدي يک آفتاب ِ دسترس
مي شدي يک آرزوي ديدني
در هواي پاک تو پر مي زدم
با دلي آبستن و باريدني
اي فروغ چشمهاي انتظار
کاش يک شب مي شدي تابيدني
(ايرج قنبري)
خوشه لبخندهايت چيدني
کاشکي مي آمدي از دورها
با نگاهي روشن و بخشيدني
من شدم در دستهاي گرم تو
مثل گلهاي چمن باليدني
مي شدي يک آفتاب ِ دسترس
مي شدي يک آرزوي ديدني
در هواي پاک تو پر مي زدم
با دلي آبستن و باريدني
اي فروغ چشمهاي انتظار
کاش يک شب مي شدي تابيدني
(ايرج قنبري)
+ نوشته شده در جمعه ۹ دی ۱۳۹۰ ساعت 13:34 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ