گوناگون
وقتي دل سودايي مي رفت به بستان ها
بي خويشتنم کردي بوي گل و ريحان ها
گه نعره زدي بلبل گه جامه دريدي گل
با ياد تو افتادم از ياد برفت آن ها
اي مهر تو در دلها وي مهر تو بر لب ها
وي شور تو در سرها وي سر تو در جان ها
تا عهد تو در بستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پيمان ها
تا خار غم عشقت آويخته در دامن
کوته نظري باشد رفتن به گلستان ها
آنرا که چنين دردي از پاي در اندازد
بايد که فرو شويد دست از همه درمان ها
گر در طلبت رنجي ما را برسد شايد
چون عشق حرم باشد سهل است بيابان ها
هر تير که در کيش است گر بر دل ريش آيد
ما نيز يکي باشيم از جمله ي قربان ها
هر کو نظري دارد با يار کمان ابرو
بايد که سپر باشد پيش همه پيکان ها
گويند مگو سعدي چندين سخن از عشقش
مي گويم و بعد از من گويند به دوران ها
(سعدي)
بي خويشتنم کردي بوي گل و ريحان ها
گه نعره زدي بلبل گه جامه دريدي گل
با ياد تو افتادم از ياد برفت آن ها
اي مهر تو در دلها وي مهر تو بر لب ها
وي شور تو در سرها وي سر تو در جان ها
تا عهد تو در بستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پيمان ها
تا خار غم عشقت آويخته در دامن
کوته نظري باشد رفتن به گلستان ها
آنرا که چنين دردي از پاي در اندازد
بايد که فرو شويد دست از همه درمان ها
گر در طلبت رنجي ما را برسد شايد
چون عشق حرم باشد سهل است بيابان ها
هر تير که در کيش است گر بر دل ريش آيد
ما نيز يکي باشيم از جمله ي قربان ها
هر کو نظري دارد با يار کمان ابرو
بايد که سپر باشد پيش همه پيکان ها
گويند مگو سعدي چندين سخن از عشقش
مي گويم و بعد از من گويند به دوران ها
(سعدي)
+ نوشته شده در شنبه ۳ دی ۱۳۹۰ ساعت 6:35 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ