گوناگون
دوازده بند محتشم کاشاني
بند دوم
كشتى شكست خورده طوفان كربلا
در خاك و خون طپيده ميدان كربلا
گر چشم روزگار برو زار مىگريست
خون مىگذشت از سر ايوان كربلا
نگرفت دست دهر گلابى به غير اشك
ز آن گل كه شد شگفته به بستان كربلا
از آب هم مضايقه كردند كوفيان
خوش داشتند حرمت مهمان كربلا
بودند ديو و دد همه سيراب و ميمكيد
خاتم ز قحط آب، سليمان كربلا
زان تشنگان هنوز بعيوق مىرسد
فرياد العطش ز بيابان كربلا
آه از دمى كه لشكر اعدا نكرد شرم
كردند رو به خيمه سلطان كربلا
آن دم فلك بر آتش غيرت سپند شد
كز خوف خصم در حرم افغان بلند شد
بند دوم
كشتى شكست خورده طوفان كربلا
در خاك و خون طپيده ميدان كربلا
گر چشم روزگار برو زار مىگريست
خون مىگذشت از سر ايوان كربلا
نگرفت دست دهر گلابى به غير اشك
ز آن گل كه شد شگفته به بستان كربلا
از آب هم مضايقه كردند كوفيان
خوش داشتند حرمت مهمان كربلا
بودند ديو و دد همه سيراب و ميمكيد
خاتم ز قحط آب، سليمان كربلا
زان تشنگان هنوز بعيوق مىرسد
فرياد العطش ز بيابان كربلا
آه از دمى كه لشكر اعدا نكرد شرم
كردند رو به خيمه سلطان كربلا
آن دم فلك بر آتش غيرت سپند شد
كز خوف خصم در حرم افغان بلند شد
+ نوشته شده در چهارشنبه ۹ آذر ۱۳۹۰ ساعت 6:23 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ