گوناگون
شبي که ياد تو از خاطرم عبور کند
قسم به عشق، دلم خواهش حضور کند
کنار پنجره تنها نشسته ام که مگر
ز کوچه مرکب فرخنده ات عبور کند
دل خزان زده من هميشه مي خواهد
که فصل سبز تو را بارها مرور کند
به حلقه حلقه اشکم دخيل مي بندم
که درد غير تو را از تنم به دور کند
در آز پرده که تا نفخه مسيحايت
درون سينه بيداد و فتنه شور کند
به ميهماني چشمم قدم گذار که چشم
نثار مقدم تو آيه هاي نور کند
شبي که برق نگاهت فتد به خانه چشم
دل شکسته ما را پر از سرور کند
کنار پنجره انتظار، منتظران
نشسته اند که آن آشنا ظهور کند
(اسماعيل سکاک)
قسم به عشق، دلم خواهش حضور کند
کنار پنجره تنها نشسته ام که مگر
ز کوچه مرکب فرخنده ات عبور کند
دل خزان زده من هميشه مي خواهد
که فصل سبز تو را بارها مرور کند
به حلقه حلقه اشکم دخيل مي بندم
که درد غير تو را از تنم به دور کند
در آز پرده که تا نفخه مسيحايت
درون سينه بيداد و فتنه شور کند
به ميهماني چشمم قدم گذار که چشم
نثار مقدم تو آيه هاي نور کند
شبي که برق نگاهت فتد به خانه چشم
دل شکسته ما را پر از سرور کند
کنار پنجره انتظار، منتظران
نشسته اند که آن آشنا ظهور کند
(اسماعيل سکاک)
+ نوشته شده در جمعه ۴ آذر ۱۳۹۰ ساعت 12:7 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ