در انتظار نشستم خدا کند که بيايد
ز تار و پود گسستم خدا کند که بيايد
عبور ثانيه ها را که قطره قطره شمردم
و دانه دانه شکستم خدا کند که بيايد
ميان اين همه عاشق چنين صبور و شکسته
به انتظار که هستم؟ خدا کند که بيايد
به شوق اينکه ببينم، سوارْ آمدنش را
کنار جاده نشستم خدا کند که بيايد
نيامده است و به يادش شکسته قفل دلي را
به پشت پنجره بستم، خدا کند که بيايد

(مهران حسن زاده)