گوناگون
بت خورشيد رخ من به گذارست امشب
شب روان را رخ او مشعله دارست امشب
خاک مشکست و زمين عنبر و ديوار عبير
باد گل بوي و هوا غاليه بارست امشب
ديدهي آن که نميخفت و سعادت ميجست
گو: نگه کن، که سعادت بگذارست امشب
آن بهشتي، که ترا وعده به فردا دادند
همه در حلقهي آن زلف چو مارست امشب
گل اين باغچه بيخار نباشد فردا
گل بچينيد، که بيزحمت خارست امشب
عيد را قدر نباشد بر شبهاي چنين
روز نوروز خود اندر چه شمارست امشب؟
تا قبولت نکند يار نيابي اقبال
مقبل آنست که در صحبت يارست امشب
ماهرويي که ز ما پرده همي کرد و حجاب
پرده از روي بر انداخت که: بارست امشب
دوست حاضر شده ناخوانده و دشمن غايب
اوحدي، پرورش روح چه کارست امشب؟
(اوحدي مراغه اي )
شب روان را رخ او مشعله دارست امشب
خاک مشکست و زمين عنبر و ديوار عبير
باد گل بوي و هوا غاليه بارست امشب
ديدهي آن که نميخفت و سعادت ميجست
گو: نگه کن، که سعادت بگذارست امشب
آن بهشتي، که ترا وعده به فردا دادند
همه در حلقهي آن زلف چو مارست امشب
گل اين باغچه بيخار نباشد فردا
گل بچينيد، که بيزحمت خارست امشب
عيد را قدر نباشد بر شبهاي چنين
روز نوروز خود اندر چه شمارست امشب؟
تا قبولت نکند يار نيابي اقبال
مقبل آنست که در صحبت يارست امشب
ماهرويي که ز ما پرده همي کرد و حجاب
پرده از روي بر انداخت که: بارست امشب
دوست حاضر شده ناخوانده و دشمن غايب
اوحدي، پرورش روح چه کارست امشب؟
(اوحدي مراغه اي )
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۰ ساعت 6:10 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ