همه روزه،روزه بودن، همه شب نماز کردن
همه ساله از پي حج ، سفر حجاز کردن
به مَســـاجد ومـَعـابد ، همه اعتـکاف جـُـستن
ز مَــلاهي و مـَناهي، همه احتراز کردن
شب جمــعه ها  نـَخـُفـتن ، به خداي رازگـُفتن
ز  وجودِ  بي نيـازش ، طلب نـــياز کردن
پي ِطاعت و زيارت ، به نجف مـُـقيم  گـــشتن
به  مـَضاجع  و مـَـراقد، سفر دراز کردن
به حـُضور  قـلب ، ذکــرِ  خـَفي و جـَلي گرفتن
طلب  گـُـشـايش کار ، ز کـار سـاز کردن
به مبــاني  طريقت ، به خــلوص  راه جـُـستن
به مــبادي  حقــيقت گـُذر  از مجاز کردن
به خدا قـَسـم کسي را  ثــَمـَر آنقــَدر نبخـشـَــد 
که به روي مستمندي، دربسته باز کردن

(جلال بقائي نائيني)