گوناگون
اي در صداي تو جاري، بارانِ صبحي بهاري!
امشب هواي تو دارم؛ امشب هواي که داري؟
بگذار بالي گشايم، در آسمان نگاهت
اي کهکشاني مکرّر در چشمهاي تو جاري
من در تو بايد ببينم پژواک هفت آسمان را
هر چند هستي زميني، رنگ زميني نداري
روزي که باران غيبي، باريدن از سر بگيرد
اي خاک لب تشنه ! زيباست، پايان چشم انتظاري
در انتظار تو ـ موعود! ـ هر روز ، شب ميشماريم!
اي کاش ميشد که ما را ... از عاشقانت شماري!
(قربانوليئي)
امشب هواي تو دارم؛ امشب هواي که داري؟
بگذار بالي گشايم، در آسمان نگاهت
اي کهکشاني مکرّر در چشمهاي تو جاري
من در تو بايد ببينم پژواک هفت آسمان را
هر چند هستي زميني، رنگ زميني نداري
روزي که باران غيبي، باريدن از سر بگيرد
اي خاک لب تشنه ! زيباست، پايان چشم انتظاري
در انتظار تو ـ موعود! ـ هر روز ، شب ميشماريم!
اي کاش ميشد که ما را ... از عاشقانت شماري!
(قربانوليئي)
+ نوشته شده در جمعه ۲۲ مهر ۱۳۹۰ ساعت 8:47 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ