گوناگون
تا كي به شكل خاطره اي گم ببينمت؟
در عطر سيب و مزه ي گندم ببينمت
من آن هميشه چشم به راهم به من بگو
يك جمعه در هزاره ي چندم ببينمت؟
در كوچه هاي يافتنت پرسه مي زنم
شايد كه در ميانه ي مردم ببينمت !
در خشكسال شادي و در قحط عاطفه
با يك سبد اميد و تبسّم ببينمت
امشب دوباره گريه ي من درغزل تنيد
شايد ميان بغض و ترنّم ببينمت
بايد دوباره باشي و معنا كني مرا
تا كي به شكل خاطره اي گم ببينمت؟
(سعيد ربيعی)
در عطر سيب و مزه ي گندم ببينمت
من آن هميشه چشم به راهم به من بگو
يك جمعه در هزاره ي چندم ببينمت؟
در كوچه هاي يافتنت پرسه مي زنم
شايد كه در ميانه ي مردم ببينمت !
در خشكسال شادي و در قحط عاطفه
با يك سبد اميد و تبسّم ببينمت
امشب دوباره گريه ي من درغزل تنيد
شايد ميان بغض و ترنّم ببينمت
بايد دوباره باشي و معنا كني مرا
تا كي به شكل خاطره اي گم ببينمت؟
(سعيد ربيعی)
+ نوشته شده در جمعه ۸ مهر ۱۳۹۰ ساعت 10:26 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ