نخلي که قد افراشت، به پستي نگرايد
شاخي که خم آورد، دگر راست نيايد
ملکي که کهن گشت، دگر تازه نگردد
چو پير شود مرد، دگر دير نپايد
فرصت مده از دست، چو وقتي به کف افتاد
کاين مادر اقبال همه ساله نزايد
با همت و با عزم قوي ملک نگه‌دار
کز دغدغه و سستي کاري نگشايد
گر منزلتي خواهي، با قلب قوي خواه
کز نرمدلي قيمت مردم نفزايد
با عقل مردد نتوان رست ز غوغا
اينجاست که ديوانگيي نيز ببايد
يا مرگ رسد ناگه و آسوده شود مرد
يا کام دل از شاهد مقصود برآيد
راه عمل اين است، بگوييد ملک را
تا جز سوي اين ره سوي ديگر نگرايد
ياران موافق را آزرده نسازد
خصمان منافق را چيره ننمايد

(ملک الشعراء بهار)