گ
در خبر است که عيسي ـ عليه السلام ـ مناجات کرد و گفت : «يا رب دوستي از دوستان خود به من نماي»
حق تعالي ـ فرمود : به فلان موضع رو ، آنجا رفت ، مردي ديد در ويراني افتاده گليم بر پشت ، آفتاب بر وي عمل کرده و سياه شده، و از دنيا با وي چيزي ني .
باز مناجات کرد: يا رب دوستي ديگر با من نماي»
خطاب رسيد« به فلان موضع ديگر رو.» آنجا رفت، کوشکي ديد بلند و درگاهي عظيم. خادمان و حاجبان بر آن در ايستاده ، به رسم ملوک او را در کوشک درآوردند با اعزاز و اکرام ، و خواني به رسم ملوک پيش او بنهادند و انواع طعامها .
دست باز کشيد، خطاب رسيد: «بخور که او دوست ماست»
گفت: «يا رب يک دوست بدان درويشي و يک دوست بدين توانگري؟»
فرمان آمد که «يا عيسي، صلاح آن دوست در درويشي است ؛ اگر توانگرش داريم، حال دل او به فساد آيد، و صلاح اين دوست در توانگري است ، اگر او را درويش داريم، حال و دل او به فساد آيد. من به احوال دلهاي بندگان داناترم.»
«برگزيده نثر فارسي دوره هاي سامانيان و آل بويه فراهم آورده دکتر محمد معين»
حق تعالي ـ فرمود : به فلان موضع رو ، آنجا رفت ، مردي ديد در ويراني افتاده گليم بر پشت ، آفتاب بر وي عمل کرده و سياه شده، و از دنيا با وي چيزي ني .
باز مناجات کرد: يا رب دوستي ديگر با من نماي»
خطاب رسيد« به فلان موضع ديگر رو.» آنجا رفت، کوشکي ديد بلند و درگاهي عظيم. خادمان و حاجبان بر آن در ايستاده ، به رسم ملوک او را در کوشک درآوردند با اعزاز و اکرام ، و خواني به رسم ملوک پيش او بنهادند و انواع طعامها .
دست باز کشيد، خطاب رسيد: «بخور که او دوست ماست»
گفت: «يا رب يک دوست بدان درويشي و يک دوست بدين توانگري؟»
فرمان آمد که «يا عيسي، صلاح آن دوست در درويشي است ؛ اگر توانگرش داريم، حال دل او به فساد آيد، و صلاح اين دوست در توانگري است ، اگر او را درويش داريم، حال و دل او به فساد آيد. من به احوال دلهاي بندگان داناترم.»
«برگزيده نثر فارسي دوره هاي سامانيان و آل بويه فراهم آورده دکتر محمد معين»
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 7:26 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ