گوناگون
آورده اند که ....
زاهدي از جهت قربان (براي قرباني کردن )گوسپندي خريد .در راه طايفه ي طرّاران (دزدان) بديدند.طمع دربستند و با يک ديگر قرار دادند که او را بفريبند و گوسپند
بستانند .پس يک تن به پيش او درآمد و گفت :
اين سگ را کجا مي بري ؟ديگري گفت :اين مرد عزيمت شکار مي دارد که سگ در دست گرفته است ؟سوم بدو پيوست و گفت : او در کسوت اهل صلاح است امّا زاهدنمي نمايد؛ که زاهدان با سگ بازي نکنند و دست و جامه ي خود را از آسيب او صيانت واجب ببينند.
از اين نسق هر چيز مي گفتند تا شکّي در دل زاهد افتاد و خود را در آن متّهم گردانيدو
گفت که شايد بُود که فروشنده ي اين ،جادو بوده است و چشم بندي کرده .
در جمله گوسپند را بگذاشت و برفت و آن جماعت بگرفتند و ببردند!
(کليله و دمنه)
زاهدي از جهت قربان (براي قرباني کردن )گوسپندي خريد .در راه طايفه ي طرّاران (دزدان) بديدند.طمع دربستند و با يک ديگر قرار دادند که او را بفريبند و گوسپند
بستانند .پس يک تن به پيش او درآمد و گفت :
اين سگ را کجا مي بري ؟ديگري گفت :اين مرد عزيمت شکار مي دارد که سگ در دست گرفته است ؟سوم بدو پيوست و گفت : او در کسوت اهل صلاح است امّا زاهدنمي نمايد؛ که زاهدان با سگ بازي نکنند و دست و جامه ي خود را از آسيب او صيانت واجب ببينند.
از اين نسق هر چيز مي گفتند تا شکّي در دل زاهد افتاد و خود را در آن متّهم گردانيدو
گفت که شايد بُود که فروشنده ي اين ،جادو بوده است و چشم بندي کرده .
در جمله گوسپند را بگذاشت و برفت و آن جماعت بگرفتند و ببردند!
(کليله و دمنه)
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 6:35 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ