گوناگون
حركت امام رضا (ع) براى نماز عيد
هنگامى که آفتاب صبح اول ماه شوال طلوع کرد ، امام رضا (ع) برخاست و غسل کرد و عمامه اى سفيد بر سر بست. عصا بر دست و پابرهنه به سوى مصلى حرکت کرد.
موقع خروج از منزل، سر به سوى آسمان بلند كرد و چهار تكبير گفت ، اين تكبيرها آن چنان با صلابت و روحانيت خاصى ادا مىشد كه گويى آسمان و در و ديوار با نواى حضرتش هم آواز هستند . سرداران و نظاميان و ساير مردم كه با آمادگى و آراستگى تمام در بيرون منزل صف كشيده بودند، هنگامى كه امام رضا عليه السلام و يارانش را به آن صورت مشاهده كردند به پيروى از امام رضا (ع) و هماهنگ با او فرياد تكبير سردادند .
شهر مرو يكپارچه فرياد تكبير سر داد و به دنبال آن از گريه و ناله هزاران زن و مرد مشتاق اهل بيت (ع) به لرزه در آمد، سرداران هنگامى كه حضرت را با آن حال ديدند از مركبهاى خود پياده شدند و كفشهاى خود را در آورده و كنار گذاشتند و به دنبال امام (ع) به راه افتادند . حضرت رضا (ع) پياده راه مىرفت و هر ده قدم يك بار مىايستاد و سه تكبير مىگفت .
ياسر خادم مىگويد: در اين حال ما خيال مىكرديم كه آسمان و زمين و كوه با او هم آواز گشته است، شهر مرو يكپارچه گريه و شيون بود، فضل بن سهل ذوالرياستين با مشاهده اين اوضاع به مامون گفت: اگر امام رضا عليه السلام با اين وضع به مصلا برسد، مردم مجذوب او خواهند شد [و ممكن است با يك اشاره طومار حكومت را در هم پيچند] به نظر من بهتر است كه از او بخواهى تا برگردد .
مامون هم فورا كسى را فرستاد و از حضرت رضا (ع) در خواست نمود تا از ميانه راه برگردد . امام رضا (ع)هم كفشهاى خود را طلبيد و سوار مركب شده، به منزل مراجعت كرد
منبع : اصول كافى، مولد ابى الحسن الرضا (ع)، حديث 7 .
هنگامى که آفتاب صبح اول ماه شوال طلوع کرد ، امام رضا (ع) برخاست و غسل کرد و عمامه اى سفيد بر سر بست. عصا بر دست و پابرهنه به سوى مصلى حرکت کرد.
موقع خروج از منزل، سر به سوى آسمان بلند كرد و چهار تكبير گفت ، اين تكبيرها آن چنان با صلابت و روحانيت خاصى ادا مىشد كه گويى آسمان و در و ديوار با نواى حضرتش هم آواز هستند . سرداران و نظاميان و ساير مردم كه با آمادگى و آراستگى تمام در بيرون منزل صف كشيده بودند، هنگامى كه امام رضا عليه السلام و يارانش را به آن صورت مشاهده كردند به پيروى از امام رضا (ع) و هماهنگ با او فرياد تكبير سردادند .
شهر مرو يكپارچه فرياد تكبير سر داد و به دنبال آن از گريه و ناله هزاران زن و مرد مشتاق اهل بيت (ع) به لرزه در آمد، سرداران هنگامى كه حضرت را با آن حال ديدند از مركبهاى خود پياده شدند و كفشهاى خود را در آورده و كنار گذاشتند و به دنبال امام (ع) به راه افتادند . حضرت رضا (ع) پياده راه مىرفت و هر ده قدم يك بار مىايستاد و سه تكبير مىگفت .
ياسر خادم مىگويد: در اين حال ما خيال مىكرديم كه آسمان و زمين و كوه با او هم آواز گشته است، شهر مرو يكپارچه گريه و شيون بود، فضل بن سهل ذوالرياستين با مشاهده اين اوضاع به مامون گفت: اگر امام رضا عليه السلام با اين وضع به مصلا برسد، مردم مجذوب او خواهند شد [و ممكن است با يك اشاره طومار حكومت را در هم پيچند] به نظر من بهتر است كه از او بخواهى تا برگردد .
مامون هم فورا كسى را فرستاد و از حضرت رضا (ع) در خواست نمود تا از ميانه راه برگردد . امام رضا (ع)هم كفشهاى خود را طلبيد و سوار مركب شده، به منزل مراجعت كرد
منبع : اصول كافى، مولد ابى الحسن الرضا (ع)، حديث 7 .
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 7:52 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ