ستاره باران شده است. اين شب ‏ها، باران، بوي ستاره مي‏دهد. ستاره‏ ها فراگير شده‏ اند. دست که دراز مي‏کني، آستين‏ هايت از بوي رحمت خداوند پر مي‏شوند.
اين شب‏ها، سقف خانه‏ هايمان هم ستاره ‏پوش شده است و خداوند در اين شب‏ها، بهشت را به بهانه مي‏دهد نه بها.
اين شب‏ها، مي ‏توان صداي بال فرشتگان را حس کرد. اين نسيم هوايي‏ست که از به هم خوردن بال فرشتگان جريان يافته است.
اين حوالي پر شده است از بوي رحمت و سخاوت و مهرباني خداوند.
اينجا همه چشم‏هاي خيس، بوي آسمان گرفته‏اند و دل‏ها به کمال نزديک‏تر شده ‏اند.
اينجا شب ‏هايي جريان گرفته است که در آن بي‏واسطه مي‏توان به خداوند رسيد.
در اين شب‏ها، عشق شدت گرفته است و عاشقي پشت همه پلک‏ها نفس مي‏کشد.
در اين شب‏ها، خانه‏ هايمان را با بوي فرشته‏ها فرش مي‏کنيم تا آسمان، راه خانه‏هايمان را گم نکند. در اين شب‏ها، ماه به اندازه همه پنجره‏ ها تکثير شده است تا نور در هواي نفس کشيدن مان جريان بگيرد و ذکر «يا نور يا نور يا نور»مان بالا بگيرد.
فرشته‏ ها آمده ‏اند تا با ما تسبيح کنند.
کلمات، تکثير مي‏شوند و عشق‏ها ما را آسماني مي‏کنند.
اين شب‏ها، شب‏هاي قدر است؛ شب‏هاي دعا و عشق، شب‏هاي صدا و سکوت؛ شب‏هاي پرندگي در آستان جانان. شب‏هايي که کوله‏ بار پرواز براي آغاز بسته مي‏شود. در اين شب‏ها هزار بار به خويشتن نزديک‏تر خواهيم شد؛ چنان‏که به خداوند منان نزديک‏تر مي‏شويم.

« عباس محمدي »