گوناگون
باده بیار ساقیا ، تا که به می وضو کنم
مست خدا شوم نخست ، پس به نماز رو کنم
کوزه گران چو عاقبت ، از سر من سبو کنند
بهر شراب عشق حق ، خود سر خود سبو کنم
بوئی از آن شراب اگر ، وقت نماز بشنوم
رو که به قبله آورم ، عطر بهشت بو کنم
چیست بهشت و عطر آن ، بوی خدا رسد از آن
مست خدای چون شوم ، کار خدا نکو کنم
گر نرسد به جام دست ، یا به سبو رسد ، شکست
باده ی زخم بر کشم ، در دهن و گلو کنم
باده بود چو جان مرا ، گر نرسد روان مرا
غوطه زنم درون خم ، تن به روان فرو کنم
در ازلم شراب داد ، جام ِ الستِ ناب داد
باز کشم از آن شراب ، مستی کهنه نو کنم
سر نکشم ز همرهان ، پا بکشم زگمرهان
پشت کنم به دشمنان ، جانب دوست رو کنم
چند به هر جهت دوم ، سُخره ی این و آن شوم
سوی حبیب خود روم ، روی به روی او کنم
(فیض کاشانی)
مست خدا شوم نخست ، پس به نماز رو کنم
کوزه گران چو عاقبت ، از سر من سبو کنند
بهر شراب عشق حق ، خود سر خود سبو کنم
بوئی از آن شراب اگر ، وقت نماز بشنوم
رو که به قبله آورم ، عطر بهشت بو کنم
چیست بهشت و عطر آن ، بوی خدا رسد از آن
مست خدای چون شوم ، کار خدا نکو کنم
گر نرسد به جام دست ، یا به سبو رسد ، شکست
باده ی زخم بر کشم ، در دهن و گلو کنم
باده بود چو جان مرا ، گر نرسد روان مرا
غوطه زنم درون خم ، تن به روان فرو کنم
در ازلم شراب داد ، جام ِ الستِ ناب داد
باز کشم از آن شراب ، مستی کهنه نو کنم
سر نکشم ز همرهان ، پا بکشم زگمرهان
پشت کنم به دشمنان ، جانب دوست رو کنم
چند به هر جهت دوم ، سُخره ی این و آن شوم
سوی حبیب خود روم ، روی به روی او کنم
(فیض کاشانی)
+ نوشته شده در شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۰ ساعت 6:24 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ