گوناگون
در زدم و گفت کيست . گفتمش اي دوست دوست
گفت در آن دوست چيست ؟ گفتمش اي دوست دوست
گفت اگر دوستي ! از چه در اين پوستي ؟
دوست که در پوست نيست ! گفتمش اي دوست دوست
گفت در آن آب و گل. ديده ام از دور دل
او به چه اميد زيست ؟ گفتمش اي دوست دوست
گفتمش اينهم دميست ؟ گفت عجب عالميست
ساقي بزم تو کيست ؟ گفتمش اي دوست دوست
در چو برويم گشود جمله بود و نبود
ديدم و ديدم يکيست . گفتمش اي دوست دوست
از دل هر ذره اي ميشنوم دوست دوست
ذره مبين درميان ، کيست جز او .....اوست اوست
(معيني کرمانشاهي )
گفت در آن دوست چيست ؟ گفتمش اي دوست دوست
گفت اگر دوستي ! از چه در اين پوستي ؟
دوست که در پوست نيست ! گفتمش اي دوست دوست
گفت در آن آب و گل. ديده ام از دور دل
او به چه اميد زيست ؟ گفتمش اي دوست دوست
گفتمش اينهم دميست ؟ گفت عجب عالميست
ساقي بزم تو کيست ؟ گفتمش اي دوست دوست
در چو برويم گشود جمله بود و نبود
ديدم و ديدم يکيست . گفتمش اي دوست دوست
از دل هر ذره اي ميشنوم دوست دوست
ذره مبين درميان ، کيست جز او .....اوست اوست
(معيني کرمانشاهي )
+ نوشته شده در دوشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 6:13 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ