شعر خيام، در قالب رباعي، شعري کوتاه، ساده و بدون هنرنمايي هاي فضل فروشانه و در عين حال حاوي معاني عميق فلسفي و حاصل انديشه آگاهانه متفکري بزرگ در مقابل اسرار عظيم آفرينش است. تعداد واقعي رباعيات خيام را حدود هفتاد دانسته اند، حال آن که بيش از چند هزار رباعي به او نسبت داده مي شود. در دنياي ادب و هنر بيرون از مرزها، خاصه در جهان انگليسي زبان، خيام معروف ترين شاعر ايراني است که شهرتش از محافل علمي و ادبي بسيار فراتر رفته است. اين شهرت مرهون ترجمه رباعيات او به وسيله ادوارد فيتز جرالد شاعر انگليسي است. اوست، که در قرن نوزدهم ميلادي، افکار بزرگ فيلسوف و شاعر را به جهانيان شناساند و موجب توجه همگان به اين اعجوبه علم و هنر گرديد .

هرگز دل من ز علم محروم نشد
کم ماند ز اسرار که معلوم نشد
هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز
معلومم شد که هيچ معلوم نشد
***
اي بس که نباشيم و جهان خواهد بود
ني نام زما و ني‌نشان خواهد بود
زين پيش نبوديم و نبد هيچ خلـل
زين پس چو نباشيم همان خواهد بود
***
افسوس که نامه جواني طي شد
وان تازه بهار زندگاني دي شد
حالي كه ورا نام جواني گفتند
معلوم نشد كه او كي آمد كي شد