گوناگون
اين نيز به اوده
گويند : ديوانه اي بر دشت ميگذشت، دشتي پر از اسب و گاو وگوسفند ديد. پرسيد : اينها از کيست؟ گفتند: از آن عميد نيشابور. چون به شهر آمد سرايي مجلل ديد.پرسيد : اين سراي از آن کيست؟ گفتند: از آن عميد نيشابور. و چون پرسيد که اين غلامان از آن چه کسي اند و در پاسخ به او گفتند از آن عميد نيشابور. دستار پاره خويش را به هوا پرتاب کرد و گفت:خدايا تو که همه چيز به عميد داده اي اين نيز به او ده
(مصيبت نامه – عطار)
گويند : ديوانه اي بر دشت ميگذشت، دشتي پر از اسب و گاو وگوسفند ديد. پرسيد : اينها از کيست؟ گفتند: از آن عميد نيشابور. چون به شهر آمد سرايي مجلل ديد.پرسيد : اين سراي از آن کيست؟ گفتند: از آن عميد نيشابور. و چون پرسيد که اين غلامان از آن چه کسي اند و در پاسخ به او گفتند از آن عميد نيشابور. دستار پاره خويش را به هوا پرتاب کرد و گفت:خدايا تو که همه چيز به عميد داده اي اين نيز به او ده
(مصيبت نامه – عطار)
+ نوشته شده در شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 9:1 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ