گوناگون
مرو اي دوست که ما بي تو نخواهيم نشست
مَبُر اي يار که ما از تو نخواهيم بُريد
از تو با مصلحت خويش نمي پردازم
که محال است که در خود نگرد هر که تو ديد
(سعدي)
==========================
غمي غمناک
شب سردي است و من افسرده
راه دوري است و پايي خسته
تيرگي هست و چراغي مرده
مي کنم ، تنها ، از جاده عبور
دور ماندند ز من آدم ها
سايه اي از سرديوار گذشت
غمي افزود مرا بر غم ها
فکر تاريکي و اين ويراني
بي خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز کند پنهاني
نيست رنگي که بگويد با من
اندکي صبر، سحر نزديک است
هر دم اين بانگ بر آرم از دل
واي ، اين شب چقدر تاريک است
خنده اي کو که بر دل انگيزم ؟
قطره اي کو که به دريا ريزم ؟
صخره اي کو که بدان آويزم ؟
مثل اين است که شب نمناک است
ديگران را هم غم هست به دل ،
غم من ، ليک ، غمي غمناک است .
(سهراب سپهري)
=========================
نرگس غمزه زنش بر سر ناز است هنوز
طره ي پرشكنش سلسله باز است هنوز
عاشقان را سپه ناز براند از در دوست
بر در دوست مرا روي نياز است هنوز
خاك محمود شد از دست حوادث بر باد
دردلش آتش سوداي اياز است هنوز
هر كسي را سر كوي صنمي شد مقصود
مقصد ساده دلان خاك حجاز است هنوز
گرچه شد عمر من از خط تو كوتاه ولي
دست اميد به زلف تو دراز است هنوز
مسجد حسن تو ازخط شده ويران ليكن
طاق ابروي تو محراب نماز است هنوز
روزي اي گل به چمن چشم گشودي از ناز
چشم نرگس به تماشاي تو باز است هنوز
زين تحسر كه چرا سوخت پر پروانه
شمع دل سوخته در سوز و گداز است هنوز
باز شد شهپر مرغان گرفتار، بهار
بستگي هاست كه در ديده باز است هنوز
(ملك الشعرا بهار)
=======================
چون چراغ لاله سوزم در خيابان شما
اي جوانان عجم! جان من و جان شما
غوطه ها زد در ضمير زندگي انديشه ام
تا به دست آورده ام افکار پنهان شما
مهر و مه ديدم، نگاهم برتر از پروين گذشت
ريختم طرح حرم در کافرستان شما
تا سنانش تيزتر گردد، فرو پيچيدمش
شعله اي آشفته بود اندر بيابان شما
فکر رنگينم کند نذر تهيدستان شرق
پاره ي لعلي که دارم از بدخشان شما
مي رسد مردي که زنجير غلامان بشکند
ديده ام از روزن ديوار زندان شما
حلقه گرد من زنيد اي پيکر آب و گل!
آتشي در سينه دارم از نياکان شما
(اقبال لاهوري)
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ