عبدالله ابن المبارك
اندر احوال عبدالله ابن المبارك
نقل است كه روزي جواني بيامد و در پاي عبدالله افتاد و زار بگريست. و گفت: گناهي كرده ام كه از شرم نمي توانم گفت. عبدالله گفت: بگو تا چه كرده اي. گفت:زنا كرده ام. شيخ گفت: ترسيدم كه مگر غيبت كرده اي .(تذكرةالاولياء)
نقل است كه روزي جواني بيامد و در پاي عبدالله افتاد و زار بگريست. و گفت: گناهي كرده ام كه از شرم نمي توانم گفت. عبدالله گفت: بگو تا چه كرده اي. گفت:زنا كرده ام. شيخ گفت: ترسيدم كه مگر غيبت كرده اي .(تذكرةالاولياء)
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت 6:13 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ