ابوتراب نخشبی
ذکر ابوتراب نخشبی
بوتراب گفت : شبی در باديه می رفتم - تنها - شبی تاريک بود . ناگاه سياهی پيش آمد . چندانکه مناره ای ترسيدم . چون او را بديدم گفتم : تو پری هستی يا آدمی؟ گفت : تو مسلمانی يا کافری؟ گفتم : مسلمان .گفت : مسلمان جز خدای از چيزی نترسد . شيخ گفت : دل من به من بازآمد . دانستم که فرستاده غيب است . تسليم کردم و خوف از من برفت . (تذكرة الاولياء)
بوتراب گفت : شبی در باديه می رفتم - تنها - شبی تاريک بود . ناگاه سياهی پيش آمد . چندانکه مناره ای ترسيدم . چون او را بديدم گفتم : تو پری هستی يا آدمی؟ گفت : تو مسلمانی يا کافری؟ گفتم : مسلمان .گفت : مسلمان جز خدای از چيزی نترسد . شيخ گفت : دل من به من بازآمد . دانستم که فرستاده غيب است . تسليم کردم و خوف از من برفت . (تذكرة الاولياء)
+ نوشته شده در جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت 6:11 توسط سهیل
|
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةًکَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ